شما اينجا هستيد.

مأخذ شناسی تفاسیر قرآن

مطالب این درس تا آخر ترم ان شاء الله خلاصه می شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
اتجاهات تفسیری:
اتجاهات جمع اتجاه به معنی سمت وجهت میل به تمایل و روی آوردن به سوی چیزی معنا می شود و در اصطلاح می توان این گونه گفت: گرایش های خاص مفسران که بر اثر افکار و عقاید یا تخصص علمی ویا مکاتب تفسیری آنان در تفاسیر شان رخ داده به عنوان مثال مفسر اشعری مذهب بر اساس دیدگاه خود در دنیا و آخرت است و مفسر معتزلی مذهب بنابر باور خویش قائل به عدم رویت خدا در دنیا و رویت او در آخرت است ومفسر شیعه معتقد است که خدا را نه در دنیا و آخرت نمی توان دید.
الوان تفسیری:
الوان در لغت به رنگ ها و نوع هاو قسم ها معنی شده است .و دراصطلاح الوان تفسیر یعنی نمود وگرایش های مبنایی مفسران که در تفاسیر آنان پدید آمده است.
به طور مثال: مفسری که فیلسوف است و اتجاه تفسیری او فلسفی است دارای لون فلسفی است.
دسته بندی تفاسیر:
از جهت مکتب تفسیری مؤلف می توان همۀ کتاب های تفسیر را به سه دسته تقسیم کرد که عبارتند از:
1-تفسیر روایی محض:
آن دسته از کتاب هایی که نویسندگان آن صرفاً روایاتی که به گونه ای با آیات قرآن ارتباط داشته در ذیل آیات ذکر کرده اند و خود در فهم و تبیین آیات اجتهادی نکرده اند.
2-تفسیر باطنی محض:
مقصود تفاسیری است که مؤلفان آن تنها به تفسیر باطن قرآن پرداخته اند و برای آیات قرآن معانی باطنی و رمزی ذکر کرده اند.

3-تفاسیر اجتهادی:
آن دسته از کتاب های تفسیری است که مؤلف در آن ها برای آشکار شدن معانی آیات نوعی اجتهاد و تلاش علمی مناسب کرده است که به اقسام زیر تقسیم می شود:
1-3-تفاسیر اجتهادی قرآن به قرآن:
تفسیر هایی که مؤلفان آن ها در تفسیر آیات بیشترین کمک را ازخود قرآن کریم گرفته اند و همه جا یا در بیشتر موارد برای توضیح معانی آیات بیش از هر چیز از آیات دیگر می پردازند.
2-3-تفاسیر اجتهادی روایی:
تفاسیری است که مؤلف در آن ها برای توضیح آیات بیش از هر چیز از روایات رسیده از پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم(علیهم السلام) وصحابه وتابعان (برخی از مفسران) استفاده کرده اند.
3-3-تفاسیر اجتهادی ادبی:
تفسیر هایی است که مؤلفان در آن بیش از هر چیز به توضیح ادبی آیات پرداخته اند وبیشتر از ادبیات عرب کمک گرفته اندمانند:تفسیر کشاف زمخشری سنّی معتزلی است.
4-3-تفاسیر اجتهادی فلسفی:
تفاسیری است که مؤلف در آن ها به مطالب و دستآورد های فلسفی توجه دارد و در تفسیر آیات از آن ها بهره می گیرد.
5-3-تفاسیر اجتهادی علمی:
تفسیرهایی که در آن به داده ها و یافته های علوم تجربی بسیار توجه شده و آیات با توجه به آن ها تفسیر یا تطبیق شده است.
6-3-تفاسیر اجتهادی نسبتاًجامع:
تفسیرهایی که مؤلفان آن ها برای توضیح معانی آیات از امور مختلف کمک گرفته اند.مانند:لغت وادبیات عرب،خود آیات قرآن،روایات، قراین عقلی،داده های علمی و هرچیزی که امکان کمک گرفتن از آن بوده است به فراخور دانش و آگاهی خود از آن استفاده کرده اند.
7-3-تفاسیر اجتهادی وباطنی:
تفاسیری است که نویسندگان آن ها علاوه بر اجتهاد در فهم معنای ظاهر،معنای باطنی واشاری نیز برای آیات ذکر کرده اند.
سیری درتاریخ تفسیر

* آشنایی با تفاسیر مهم شیعه:
1-تفسیر روایی محض
شامل تفاسیر:
1-1- تفسیر العیاشی
2-1-تفسیر فرات الکوفی
3-1-التفسیرالمنصوب الی ابی محمد الحسین بن علی العسکری
4-1-البرهان فی تفسیر القرآن
5-1-تفسیر نور الثقلین

شرح آشنایی با تفاسیر مهم شیعه :
1-1-تفسیر العیاشی:
این تفسیر را(التفسیر)و(کتاب التفسیر)نامیده اند.دو جلد است ومشتمل بر روایاتی درتفسیر وبیان معانی آیات قرآن از سوره ی مبارکه حمد تا پایان سوره کهف است حدود دو هزار وششصدو نودوسه روایت در آن ذکر شده است ولی همه آن روایات دربیان معنی وتفسیرهمه آیات نیست به عنوان مثال:در مقدمه و پیش از ورودبه سوره حمد74 روایت در مطالب کلی مربوط به قرآن مانندفضیلت قرآن و ترغیب به استفاده ازآن،ترک روایات مخالف قرآن،اشخاص واموری که قرآن درباره ی آن ها نازل شده،تفسیرناسخ ومنسوخ وظاهر وباطن ومحکم و متشابه، آنچه از قرآن که مقصود آن ائمه است،علم ائمه به تأویل قرآن،تفسیر به رأی و کراهت جدل در قرآن ذکر شده است.
در موردسوره حمداز 28 روایت تنها 9روایت را مستقیماً در بیان معانی ومصداق کلمات وجمله هایی از آن سوره است.
سایر روایات یا اصلاًجنبه تفسیری نداردمانند روایت ششم که خبر می دهد رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بسم الله الرحمن الرحیم را آشکار قرائت می کرد وصدایش را به آن بالا می کرد و روایت هفتم که می گوید وقتی امام جماعت در نظر بسم الله الرحمن الرحیم را قرائت نکند شیطان بر گردن او سوار می شودو این که مقدمه ای برای تفسیر است. مانند روایت سوم که خبر می دهد بسم الله الرحمن الرحیم جزئی از سوره حمد است وروایت 21 که از قرائت مالک یوم الدین خبر می دهد.
در این تفسیر چیزی جز روایت درباره قرآن، سور وآیات ومعنا و مصادیق آن ذکر نشده است وتنهابرای روایت آغازین آن عناوینی مانند:( فی فضل القرآن)،(باب الترک الروایت التی بخلاف القرآن)،(فی ما انزل القرآن)وچند عنوان دیگر بیان شده است ودر ابتدای هر سوره ای عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم » با نام آن سوره همراه با کلمه ی «مِن» آمده است مانند: «مِن سوره ام الکتاب»، «مِن سوره البقره»از این رو این کتاب یکی از تفاسیر روایی محض به شمار می آید.
* نمونه ای از روش عیاشی در تفسیر:(تقسیم بندی آیات قرآن)

1-عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ‏ نَزَلَ الْقُرْآنُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَرْبَاعٍ- رُبُعٌ فِينَا، وَ رُبُعٌ فِي عَدُوِّنَا، وَ رُبُعٌ فِي فَرَائِضَ وَ أَحْكَامٍ، وَ رُبُعٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ وَ لَنَا كَرَائِمُ الْقُرْآنِ‏.
از ابی جارود روایت شده که گفت: شنیدم از امام باقر(علیه السلام) که می فرمودند: قرآن چهار قسمت است: یک چهارم آن در باره ما اهل بیت،یک چهارم درباره دشمنان ما ،یک چهارم درباره فریضه ها و احکام،یک چهارم در باره سنت ها و مثال ها(داستان ها). و کرامت قرآن مختص به ما می باشد.
2-وَ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع يَقُولُ‏ نَزَلَ الْقُرْآنُ أَثْلَاثاً ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي عَدُوِّنَا- وَ ثُلُثٌ سُنَنٌ وَ أَمْثَالٌ وَ ثُلُثٌ فَرَائِضُ وَ أَحْكَامٌ‏.
از اصبغ ابن نباته روایت شده که گفت: شنیدم از امیرالمؤمنین(علیه السلام)که فرمودند: قرآن سه قسمت است: یک سوم آن در باره ما و دشمنان ما و یک سوم درباره سنت و مثال ها و یک سوم درباره فریضه ها و احکام.
3- عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدِ بْنِ الْحَجَّاجِ الْكَرْخِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ إِلَى خَيْثَمَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ يَا خَيْثَمَةُ الْقُرْآنُ نَزَلَ أَثْلَاثاً ثُلُثٌ فِينَا وَ فِي أَحِبَّائِنَا، وَ ثُلُثٌ فِي أَعْدَائِنَا وَ عَدُوِّ مَنْ كَانَ قَبْلَنَا وَ ثُلُثٌ سُنَّةٌ وَ مَثَلٌ، وَ لَوْ أَنَّ الْآيَةَ إِذَا نَزَلَتْ فِي قَوْمٍ ثُمَّ مَاتَ أُولَئِكَ الْقَوْمُ- مَاتَتِ الْآيَةُ لَمَا بَقِيَ مِنَ الْقُرْآنِ شَيْ‏ءٌ، وَ لَكِنْ الْقُرْآنُ يَجْرِي أَوَّلُهُ عَلَى آخِرِهِ‏ ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ‏، وَ لِكُلِّ قَوْمٍ آيَةٌ يَتْلُونَهَا [وَ] هُمْ مِنْهَا مِنْ خَيْرٍ أَوْ شَرٍّ.
از محمد ابن خالد ابن حجاج کرخی از بعضی اصحاب که رفع داده می شوند به خیثمه روایت شده که امام باقر(علیه السلام)فرمودند: ای خیثمه قرآن بر سه قسمت نازل شده یک سوم از آن درباره ما و دوستان ماست. یک سوم درباره دشمنان ما و دشمنان کسانی که قبل ما بودند. یک سوم هم درباره آداب و سنن است. اگر آیه ای که درباره قومی نازل شده پس از مردن آن قوم، از بین برود، چیزی از قرآن باقی نمی ماند. لکن مادامی که آسمان ها و زمین باقیست قرآن از اول تا آخر آن (سراسر قرآن)جاریست. و هر قومی را آیه ای است از خیر یا شر، که آن را می خوانند و خود اهل آن اند

موضوعات تحقیق:
1-بررسی روایات فضائل القرآن درکتاب تفسیرعیاشی
2-بررسی روایات مخاطب قرآن از دیدگاه تفسیر عیاشی

آشنایی با محمد بن مسعود عیاشی:
محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی یکی از دانشمندان برجسته ومورداعتقاد شیعه در اواخر قرن سوم واوایل قرن چهارم است.
تاریخ تولد ووفات او معلوم نیست ولی او را از مشایخ کشی واز طبقه کلینی معرفی کرده اند.
نجاشی اورا ثقه (مورد اطمینان)و شیوخ بزرگوار شیعه نظیر شیخ صدوق وشیخ طوسی در مدح او مطالبی را بیان کردند.
حاکم حسکانی از دانشمندان قرن پنجم در «شواهد التنزیل» وطبرسی در «مجمع البیان» وابن شهر آشوب در «المناقب» وکفعمی در «مصباح» از تفسیر عیاشی استفاده کردند.
مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار می گوید: دو نسخه ی قدیمی از این تفسیر را دیده اما در اینکه این تفسیر موجود عیناً همان تفسیری است که عیاشی تألیف کرده وهیچ کم وزیاد یا دخل وتصرفی در آن به وجود نیامده است، جای تأمل دارد.

2-تفسیر فرات کوفی:
این تفسیر یک جلدی مشتمل بر775حدیث در توضیح وتفسیر حدود530آیه از آیات قرآن کریم است.
در این تفسیر تنها ذیل آیاتی که به نحوی با ولایت وفضائل خمسه طیبه وعمدتاً امیرالمؤمنین(علیه السلام)مرتبط بوده روایاتی ذکر شده است.
مثلاًدر سوره مبارکه حمدتنها یک حدیث ذیل دو آیه آخر آن نقل شده است و(الصراط المستقیم)به دین و (الذین انعمت علیهم)به شیعیان امیر المؤمنین (علیه السلام)به این لحاظ که مورد غضب وگمراهی نیستند تفسیر شده است.
در مورد تعدادی از سوره ها مانند «تغابن،نور،مزمل،انفطار،عروج،طارق،اعلی،علق،قارعه،همزه،فیل،قریش،ماعون ومسد»هیچ حدیثی نقل نشده است.
حدود سه چهارم روایات آن از معصومان(علیهم السلام)وبه طور عمده از امام باقر(علیه السلام) وامام صادق(علیه السلام)ویک چهارم آن از افراد غیر معصوم وبیشتر از ابن عباس(89حدیث)وزید بن علی نقل شده است.
در کتاب هایی متعدد مانند تفسیر القمی،امالی صدوق و... برخی از روایات این کتاب بدون آن که نامی از این کتاب برده شود از فرات ابن ابراهیم نقل شده است.
حاکم حسکانی در شواهدالتنزیل به همین کیفیت حدود 75 روایت با واسطه وبدون واسطه از وی نقل کرده است.که همه آن ها در این تفسیر موجود است.
این تفسیر در قرن چهارم وپنجم در اختیار شیخ صدوق وحسکانی بوده است وبعد از آن اثری از این تفسیر دیده نمی شود تا اواخر قرن دهم واوایل قرن یازدهم که افرادی مانند:شیخ حر عاملی در «وسائل الشیعه» و علامه مجلسی در «بحار الانوار» وابوالحسن عاملی در «مراه الانوار» و میرزا حسین نوری در «مستدرک الوسائل» و«فصل الخطاب»از این تفسیر روایاتی نقل کرده اند.
موضوع تحقیقاتی این جلسه:
1-بررسی فضائل امامان(علیه السلام)در کتاب شواهد التنزیل از حاکم حسکانی
2-بررسی دربارۀ شخصیت زید بن علی

از آن جایی که در این کتاب حدود 5800حدیث از معصومان (علیهم السلام)نقل شده است برخی از آن ها حتی در تفاسیر روایی جامع مانند: تفسیر برهان و نورالثقلین دیده نمی شود و همچنین به لحاظ اهتمام خاص مؤلف به ضبط احادیث ولایت و فضائل اهل بیت (علیهم السلام)به ویژه امیرالمؤمنین (علیه السلام) این کتاب از اهمیت ویژه ای برخوردار است و تفاسیر روایی دیگر بی نیاز کننده از آن نیست ولی کاستی هایی به قرار زیر دارد:
1-اکثر احادیث آن مرسل است وصحت سند آن ها از طریق این کتاب قابل اسناد نیست البته از طریق پاورقی های آن می توان به کتاب های دیگری که روایات این تفسیر را در بر دارد مراجعه و وضعیت سند آن ها را معلوم کرد.
روایت مسند فرات کوفی غالباً مشتمل بر رجال مجهول الحال است و بخشی از روایات آن موقوف است یعنی از صحابه و تابعان نقل شده است وبه معصومان منتهی نشده است.
حدیث مرسل نیز که در اکثر روایات تفسیر فرات کوفی دیده می شود.
مرسل در اصطلاح علم درایه الحدیث به حدیثی می گویند که راوی آن را از معصوم نشنیده اما بدون واسطه از وی نقل کرده باشد و یا با واسطه نقل کرده اما واسطه را فراموش کرده و به فراموشی تصریح نموده و یا از روی عمد وسهو آن را نیاورده باشد و یا با واسطه ذکر کرده باشد مانند: تعابیر (عن رجل، یا عن بعض اصحابنا)
نکته:واسطه ی حذف شده، می تواند یکی باشد یا بیشتر.
2- روایات تفسیری اندکی را در بردارد که کمتر از یک دهم آیات آن هم برخی از روایات مربوط به آن آیات را آورده و حتی همه ی روایات ولایی مربوط به آیات را نیاورده است.
3- برخی از دانشوران روایات تفسیر فرات کوفی را به سه دسته تقسیم کرده اند:
الف)روایاتی که با توجه به قراینی از قبیل موافقت با کتاب وسنت قطعی،صدور وصحت آن معلوم است.
ب)روایاتی که نه صدور وصحت آن معلوم ونه بطلان آن قطعی است.
ج)روایاتی که در اثر مخالفت با قرآن یا سنت قطعی ویا ضرورت دین ومذهب بطلان محتوای آن معلوم و یا دست کم ظاهر آن غیر قابل قبول است و به تأویل وتوجیه نیاز دارد.
3-التفسیر المنسوب الی ابی محمد الحسن بن علی عسکری (علیه السلام):
از تفاسیر روایی قرن سوم شیعه به شمار می رود که متن این تفسیر تا پایان آیۀ282سوره ی بقره است.
این تفسیر با بیان روایاتی پیرامون فضائل قرآن تأویل به آداب قرائت قرآن آغاز شده است با ذکر احادیثی مشتمل بر فضائل اهل بیت (علیهم السلام )و مثالب دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) ادامه یافته است.بحث های متعددی پیرامون سیرۀ نبوی به خصوص راجع به مناسبات پیامبر و یهودیان مطرح شده است. در مجموع در این تفسیر 379 حدیث آمده است که بیشتر روایات آن طولانی و مفصل است به طوری که گاهی یک روایت چندین صفحه را در بر می گیرد.
سلسله ی سند روایت کتاب نشان می دهد که نقل این تفسیر میان محدثان و فقهای قم در قرن چهارم و پنجم متداول بوده است.
مطالب تفسیر را محمد بن قاسم استرآبادی خطیب مشهور به مفسر جرجانی (گرگانی) که شاید تدوین کننده تفسیر نیز باشد از دو راوی آن یعنی ابو الحسن بن علی بن محمد سیار و ابو یعقوب یوسف بن محمد بن زیاد نقل کرده است.
در مقدمه ی کوتاه این دو نفر (بن زیادو ابن سیار)در تفسیر آمده است که بعد از به قدرت رسیدن حسن بن زید آن ها مجبور به مهاجرت از وطن خود شده است.
از آن جا که آن ها از آمدن فرد نزد امام حسن عسکری (علیه السلام)سخن گفته اند، تاریخ ورودشان به سامرا می بایست بعد از 254هجری قمری بوده باشد، زیرا این سال زمان آغاز امامت امام حسن عسکری (علیه السلام)بوده است.
در ادامه گفته اند که متن کل تفسیررا به مدت 7سال نزد امام فرا گرفته اند حال آن که از وفات امام در 260 سخن به میان نیامده است و ظاهراً پس از در گذشته امام آن دو نفر به میهن خود بازگشتند.
شیخ صدوق در شیعه، نخستین عالمی است که از این تفسیر مطالب فراوانی در کتب خود نقل کرده است؛ وی متن تفسیر مستقیماً از استرآبادی دریافت کرده بود.
با توجه به بیان شیخ صدوق از اینکه حدیثی را از استرآبادی نقل می کند و در پایان می گوید که باقی آن در کتاب تفسیر آورده شده است، می توان این احتمال را داد که شیخ صدوق تهذیب کنندۀ این تفسیر بوده است.
نخستین منتقد وثاقت این تقسیر احمد بن عبدالله غضائری است که استرآبادی را فردی ضعیف معرفی می کند و دو فرد مذکور در سلسله سند را مجهول خوانده است که سایر منتقدان شیعه به نظریۀ ابن غضائری انتقاد داشته اند ودر انتصاب متن کتاب الضعفاء به ابن غضائری تردید کرده اند.
موضوع تحقیق:
۳-گزارشی از محتوای التفسیر المنسوب الی ابی محمد الحسن بن علی عسکری(علیه السلام)

4) البرهان فی تفسیر القرآن
از این کتاب به عنوان تفسیر برهان یاد می شود. این تفسیر یکی از تفاسیر روایی محض است که در آن به ذکر روایات در ذیل آیات بسنده شده است.
مؤلف آن، سید هاشم بحرانی روایات را از حدود54 کتاب شیعه(که در باب شانزدهم مقدمه تفسیر آن ها را ذکر می کند) و برخی از کتاب های اهل تسنن مانند:(الکشاف) و (ربیع الابرار) از زمخشری وکتاب(موفق بن احمد)جمع آوری کرده است.
همچنین در آن از کتاب هایی روایت نقل شده است که دور از دسترس است مانند:کتاب(الزهد حسین بن سعید اهوازی).
تذکر: آنچه مرحوم بحرانی از طریق اهل تسنن نقل می کند بنا به گفته ی خودش در آغاز تفسیر،روایاتی است که موافق روایات اهل بیت(علیه السلام)بوده و یا در فضیلت آنان آمده است.
«وربما ذکرت التفسیر من الطریق الجمهور اذا کان موافق لروایه اهل البیت (علیهم السلام) او کان فی فضل اهل البیت (علیهم السلام).
در این تفسیر، مانند سایر تفاسیر روایی شیعه، عمدتاً به ذکر روایات نقل شده از رسول خدا (صلی الله علیه وآله)و امامان معصوم(علیه السلام) اکتفا شده است و بر خلاف تفاسیر روایی اهل تسنن وتفسیرفرات کوفی آرای تفسیری منسوب به صحابه و تابعان نقل نشده است.
البته مؤلف در آغاز تفسیر گفته است به ندرت مطالبی را از ابن عباس نیز نقل می کنم. زیرا او شاگرد امیرمؤمنان(علیه السلام) بوده است وهمچنین گفته است اگر در تفسیر آیه ای به روایت صریحی از مسند اهل البیت(علیهم السلام)دست نیابم، آن چه را که علی بن ابراهیم ثقه در تفسیرش آورده ذکر می کند زیرا که آن منسوب به امام صادق(علیه السلام) است.
این تفسیر در قرن یازدهم هجری در زمان شاه سلیمان بهادرخان صفوی تألیف شده و در سال1095 نهایی شده است.
نکته:تفسیر دیگری به نام «البرهان فی تفسیر القرآن» در قرن پنجم توسط علی بن ابراهیم بن سعید حوفی، متوفی430 قمری در10جلد تألیف شده که غیر از این تفسیر است ومؤلف آن اهل مصر واز اهل تسنن وروش آن تفسیر اجتهادی-ادبی است.
مؤلف این کتاب اهل بحرین است ودر سال1107یا 1109 در قریۀ نعیم وفات یافت و به توبلی منتقل و در آن جا دفن شد، گفته شده او از نوادگان سید مرتضی است ونسب خود را در پشت بعضی از کتاب هایش تا سید مرتضی ذکر می کند.
شیخ حر عاملی(رحمه الله علیه وآله)معاصر وی بوده است واو را فاضل، عالم، ماهر، مدقّق و فقیه آگاه به تفسیر وعربی و رجال معرفی کرده است وگفته است:«تفسیر قرآن بزرگی دارد که من آن را دیده و از آن را دیده و از آن روایت کرده ام».
موضوع تحقیق:
۴- بررسی روایت های اهل تسنن در تفسیر البرهان

صاحب حدائق می نویسد: سید هاشم بحرانی،فاضل،محدث،جامع و متتبع اخبار بوده و در جمع و تتبع اخبار کسی جزء شیخ ما مجلسی بر او پیش نگرفته است.کتاب های متعددی را تألیف کرده است که بر شدت اطلاع او گواه است ولی به کتابی از او در فتاوای احکام شرعی حتی در مسائل جزئی دست نیافته اند.
غیر از این تفسیر چهار کتاب تفسیری دیگر به نام های ذیل برای وی ذکر شده است:نور الانوار ،الهادی و ضیاء النادی، مصباح النادی،الهدایه اللوامع
یکی از تألیفات مشهور او کتاب غایه الورام است که در آن روایات شیعه و اهل تسنن را در اثبات ولایت امیر المؤمنین(علیه السلام)و سایر معصومان(علیهم السلام) و فضائل اهل بیت (علیهم السلام) جمع آوری کرده است.
مؤلف در تفسیر البرهان و ظاهراً در سایر کتاب های تفسیری به ذکر روایات در ذیل آیات بسنده کرده و از هر گونه اجتهاد و اظهار رأی خودداری کرده است.
اینک قسمتی از کلام ایشان در آغاز تفسیر را با یکدیگر مرور می کنیم:
«سر گرم شدن اهل زمان به تفسیر کسی که آن را از اهل عصمت(علیهم السلام) روایت نکرده است،دیدم«اهل عصمتی (علیه السلام)» که تنزیل و تأویل قرآن در خانه آنان نازل شده است و دانشی به آنان اعطا شده که به غیر از آنان اعطا نشده است. بلکه باید توقف شود تا تأویل آن از جانب آنان بیاید زیرا علم تنزیل در دست آنان است.
آنچه از جانب آنان بیاید نور و هدایت است و آنچه از جانب غیر آنان بیاید تاریکی و جهالت است.شگفتی،همۀ شگفتی از دانشمندان علم معانی و بیان است که پنداشته اند شناخت این دو علم،بر سّر پوشیده خدا که تأویل قرآن است،مطلع می کند.
برخی از پیشوایان آنان گفته اند: وای و افسوس بر کسی که به تفسیر پرداخته در حالی که در این دو علم پیاده است (یعنی از آن ها بهره کافی ندارد) آن پندار به خاطر این است که گفته اند این دو علم از جست و جو در ترکیب های کلام عرب بلیغ گرفته شده و از مقتضای حال ومقام مانند: حذف،اضمار،فصل و وصل،حقیقت و غیر آن بحث می کندحال آن که شکی نیست شناخت موقعیت آن دو علم نسبت به کتاب خدا به آموختن آن از علم تأویل و تنزیل یعنی همان اهل بیتی(علیه السلام)که خداوند به آنان تعلیم داده است،نیاز دارد.
پس شناخت معانی قرآن جز از طریق آنان سزاوار نیست.کسی که شناخت آن را از غیر آنان طلب کند بر مرکبی نا بینا سوار و کور کورانه وارد کاری شده است و بعد از جز گمراهی چیست؟پس به کجا روانه می شوید؟»
محتوای این تفسیر عمدتاً روایت است و از مؤلف جز آنچه در آغاز کتاب در سبب تألیف این تفسیر بیان شدوعناوینی که برای 16 باب مقدمه و4 باب خالقه و احیاناًبرای دسته ای از روایات در ضمن تفسیر ذکر کرده مطلب دیگری بیان نشده است.
وی مقدمه تفسیر قمی و آرای تفسیری علی بن ابراهیم را به لحاظ اینکه منسوب به امام صادق (علیه السلام)می دانستند در این تفسیر آورده است.در آغاز تفسیر مقدمه ای مشتمل بر 16 باب است که حدود 212 روایت در آن ابواب نقل شده است. شماری از آنان درباره ی فضیلت عالم ومتعلم برخی از ابواب پیرامون فضیلت قرآن و قسمتی دیگر درباره ی حدیث ثقلین و معانی آن است.
موضوعات تحقیق:
۵-گزارش و بررسی روایات فضیلت عالم و متعلم
۶-بررسی روایات فضیلت قرآن
۷-نکات حدیث ثقلین