شما اينجا هستيد.

تفسیر آیات الاحکام

- محتوای این درس تا پایان ترم ان شاء الله تکمیل می شود.
مقدمه

از آیات بسیار مهم در قرآن مجید مباحث مربوط به آیات الاحکام یا فقه القرآن است،چرا که آیات قرآن به عنوان اصیل ترین مصدر تشریع احکام الهی به شمار می آید.

-امکان فهم قرآن

برای فهم صحیح مراد کلام الهی بنا به نصّ قرآن باید به معلمان حقیقی این کتاب مراجعه کنیم که آنان عبارتند از:
وجود مقدّس پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) و اهل بیت(علیهم السلام).
قرآن دراین زمینه می فرماید:

«بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»(النحل،۴۴)
یعنی:«[ﻫﻤﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺍﻥ ﺭﺍ]ﺑﺎ ﺩﻟﺎﻳﻞ ﺭﻭﺷﻦ ﻭﻛﺘﺎﺏ ﻫﺎﻯ ﺁﺳﻤﺎﻧﻰ[ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻳﻢ]،ﻭ ﻗﺮﺁﻥ ﺭﺍ[ﻫﻢ]به ﺳﻮﻯﺗﻮ ﻧﺎﺯﻝﻛﺮﺩﻳﻢ ﺑﻪﺧﺎﻃﺮﺍﻳﻨﻜﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺮﺩم ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ[ﻫﺪﺍﻳﺘﺸﺎﻥ]به ﺳﻮﻳﺸﺎﻥ ﻧﺎﺯﻝﺷﺪﻩ ﺑﻴﺎﻥﻛﻨﻰ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻨﻜﻪ[ﺩﺭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﻯ ﺗﻮ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺭﺍﺑﻪ حق ناﺯﻝ ﺷﺪﻩ]ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﻨﺪ.»

بنابراین برای فهم،تفسیر و تأویل آیات باید بر اساس حدیث ثقلین به قرآن وعترت(علیهم السلام)در کنار یکدیگر وبا یکدیگر مراجعه نماییم.در غیر این صورت شاهد برداشت های متفاوتی از قرآن خواهیم بود که هیج ارتباطی با دین ندارند.

-تعریف آیات الاحکام

منظور ازآیات الاحکام ،آیاتی است که مشتمل بر احکام تکلیفی یا وضعی فقهی می باشد. فقهی بودن آیه به این است که شخص مکلّف در برخورد با آن افزون بر اعتقاد باید به حسب مورد به مفادّ آن عمل کند.

-اقسام آیات الاحکام

آیات مشتمل بر احکام فقهی هرچند متعدد هستند اما یکسان نیستند بنابراین به لحاظ گستردگی به انواع زیر قابل تقسیم اند:

۱-آیات مشتمل بر حکم خاص

منظور ازحکم خاص آن است که در خصوص یک مسئله بیان شده باشد مثل آیه ی شریفه ی:
«لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ»(آل عمران،۹۷)
یعنی:«ﺧﺪﺍﺭا ﺣﻘﻰ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﻟﺎﺯم ﺑﺮﻋﻬﺪﻩ ﻣﺮﺩم ﺍﺳﺖﻛﻪ[براﻯ ﺍﺩﺍی مناﺳﻚ ﺣﺞ]ﺁﻫﻨﮓ ﺁﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﻛﻨﻨﺪ،[ﺍﻟﺒﺘﻪ]ﻛﺴﺎﻧﻰﻛﻪ[ﺍﺯﺟﻬﺖ ﺳﻠﺎﻣﺖ ﺟﺴﻤﻰ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﻤﻨﺪﻯ ﻣﺎﻟﻰ ﻭ ﺑﺎﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺴﻴﺮ]ﺑﺘﻮﺍﻧﻨﺪﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺁﻥ ﺭﺍﻩ ﻳﺎﺑﻨﺪ،ﻭ ﻫﺮﻛﻪ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﻰ ﻭﺭﺯﺩ[ﻭ ﺍﺯ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻯ ﻛﻨﺪ،ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺯﻳﺎﻥ ﺯﺩﻩ]؛ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺍﺯ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺑﻰ ﻧﻴﺎﺯﺍﺳﺖ.»
که درباره ی وجوب حج می باشد.

دلالت آیات برحکم خاص ممکن است با تصریح به حکم باشد مثل :
«َأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا»(البقره،۲۷۵)
یعنی:«ﺧﺪﺍ ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﺭﺍ ﺣﻠﺎﻝ،ﻭ ﺭﺑﺎ ﺭﺍ ﺣﺮﺍم ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ .»

و ممکن است مُشعر به حکم باشد مثل آیه ی:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ»(المائده،۵۴)
یعنی:«ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ!ﻫﺮﻛﺲ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺩﻳﻨﺶ ﺑﺮﮔﺮﺩﺩ[ﺯﻳﺎﻧﻰ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ نمیرساند]ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻯ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺁﻭﺭﺩﻛﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ،ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻫﻢ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ.»
که دلالت بر رد و نکوهش ارتداد دارد.

۲-آیات مشتمل بر احکام عام

برخی از آیات فقهی قرآن بر یک مسئله ی خاص دلالت نمی کند بلکه به گستره ی خود مسائل چندی را در بر می گیرد مثل آیه ی:
«َتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ»(المائده،۲)
یعنی:«ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻧﺠﺎم ﻛﺎﺭﻫﺎﻯ ﺧﻴﺮ ﻭ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﻯ ﻳﺎﺭﻯ ﻧﻤﺎﻳﻴﺪ،ﻭ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺭﺍ ﺑﺮﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻳﺎﺭﻯ ﻧﺪﻫﻴﺪ.»

و آیه ی:
«فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا»(المائده،۴۸)
یعنی:«ﭘﺲ ﺑﻪ ﺳﻮﻯﻛﺎﺭﻫﺎﻯ ﻧﻴﻚ ﺑﺮ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﭘﻴﺸﻰ ﮔﻴﺮﻳﺪ.ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﻫﻤﻪ ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺧﺪﺍﺳﺖ.»
که با عمومیتشان بر مسئله ی عاریه و رساندن اشیاء پیدا شده و امثال آن دلالت می کند.

همچنین آیه ی:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»(المائده،۱)
یعنی:«ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ!ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻗﺮﺍﺭﺩﺍﺩﻫﺎ[ﻓﺮﺩﻯ،ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﻰ،ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﻰ،ﺳﻴﺎﺳﻰ،ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻯ،
ﻧﺬﺭ،ﻋﻬﺪ ﻭ ﺳﻮﮔﻨﺪ]ﻭﻓﺎﻛﻨﻴﺪ.»
که بر وجوب وفای به همه ی عقود خواه لازم یا جایز دلالت می کند.

۳-آیات مشتمل بر قاعده ی فقهی

بعضی از آیات قرآن مشتمل بر حکم فقهی از خصیصه ی عمومیت نیز فراتر رفته و شامل ابوابی از فقه می شود. مثل آیه ی شریفه ی:

« يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»(البقره،۱۸۵)
یعنی:«ﺧﺪﺍ ﺁﺳﺎﻧﻰ ﻭ ﺭﺍﺣﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻧﻪ ﺩﺷﻮﺍﺭﻯ ﻭ ﻣﺸﻘﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ.»

و آیه ی:
« وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج»(الحج،۷۸)
یعنی:«ﻭ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﻫﻴﭻ ﻣﺸﻘﺖ ﻭ ﺳﺨﺘﻰ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺩ.»
که دلالت بر قاعده ی نفی عسر و حرج می کند و در سراسر فقه کاربرد دارد.

و نیز آیه ی:
«كَذَٰلِكَ كِدْنَا لِيُوسُفَ مَا كَانَ لِيَأْخُذَ أَخَاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ»(یوسف،۷۶)
یعنی:«ﻣﺎ ﺍینگونه ﺑﺮﺍﻯ ﻳﻮﺳﻒ ﭼﺎﺭﻩ ﺍﻧﺪﻳﺸﻰ ﻧﻤﻮﺩﻳﻢ؛ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭ ﻧﻤﻰ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ[ﻣﺼﺮ]ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﺩﺍﺷﺖ ﻛﻨﺪ.»
که بر صحت قاعده ی الزام به آن استدلال شده است.

۴-آیات مشتمل بر قواعد اصولی

از آنجا که قواعد و مسائل علم اصول فقه در حقیقت ابزار استنباط احکام فقهی است ،آیاتی که بیان گر این قواعد است به طور غیر مستقیم جزء آیات الاحکام به شمار می رود مثل آیه ی «نباء» که می فرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَن تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ »(الحجرات،۶)
یعنی:«ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ!ﺍﮔﺮ ﻓﺎﺳﻘﻰ ﺧﺒﺮﻯ ﺑﺮﺍﻳﺘﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩ،ﺧﺒﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺭﺳﻰ ﻭ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺍﺯ ﺭﻭﻯ ﻧﺎﺁﮔﺎﻫﻰ،ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺭﺍ ﺁﺳﻴﺐ ﻭ ﮔﺰﻧﺪ ﺭﺳﺎﻧﻴﺪ ﻭ ﺑﺮﻛﺮﺩﻩ ﺧﻮﺩ ﭘﺸﻴﻤﺎﻥ ﺷﻮﻳﺪ.»

یا آیه ی نفر که می فرماید:
«وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ »(التوبه،۱۲۲)
یعنی:«ﻭ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﺭﺍ ﻧﺴﺰﺩﻛﻪ ﻫﻤﮕﻰ[ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺟﻬﺎﺩ]ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺭﻭﻧﺪ؛ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺟﻤﻴﻌﺘﻰ ﮔﺮﻭﻫﻰ[ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ]ﻛﻮﭺ ﻧﻤﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﺁﮔﺎﻫﻰ ﻳﺎﺑﻨﺪ ﻭ ﻗﻮم ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﺯﮔﺸﺘﻨﺪ،ﺑﻴﻢ ﺩﻫﻨﺪ،ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ[ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﺑﺎﺧﺪﺍ ﻭ ﻋﺬﺍﺏ ﺍﻭ] ﺑﭙﺮﻫﻴﺰﻧﺪ.»

به این دو آیه بر حجّیت خبر واحد استدلال شده است.

-تعابیر قرآن در بیان احکام

قرآن کریم در بیان احکام فقهی شیوه ی واحدی نپیموده است بلکه به اقتضای فصاحت و بلاغت تعابیر گوناگونی به کار برده است.
۱-در هیئت الفاظ

۱-۱-فعل ماضی
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ »(البقره،۱۸۳)
یعنی:«ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ! ﺭﻭﺯﻩ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﻣﻘﺮﺭ ﻭ ﻟﺎﺯم ﺷﺪﻩ،ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺑﺮ ﭘﻴﺸﻴﻨﻴﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﻣﻘﺮﺭ ﻭ ﻟﺎﺯم ﺷﺪ،ﺗﺎ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭ ﺷﻮﻳﺪ.»

۱-۲-فعل مضارع
«وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ»(البقره،۲۳۳)
یعنی:«ﻭﻣﺎﺩﺭﺍﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﻛﺎﻣﻞ ﺷﻴﺮ ﺩﻫﻨﺪ.[ﺍﻳﻦ ﺣﻜﻢ]ﺑﺮﺍﻯ ﻛﺴﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺷﻴﺮﺧﻮﺍﺭﮔﻰ[ﻛﻮﺩﻙ]ﺭﺍ ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻛﻨﺪ.»

۱-۳-فعل امر
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا»(المائده،۶)
یعنی:«ﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ!ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ[ﻗﺼﺪ]ﻧﻤﺎﺯ ﺑﺮﺧﻴﺰﻳﺪ،ﺻﻮﺭﺕ ﻭ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﻳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺁﺭﻧﺞ ﺑﺸﻮﻳﻴﺪ ﻭ ﺑﺨﺸﻰ ﺍﺯ ﺳﺮﺗﺎﻥ ﻭ ﺭﻭﻯ ﭘﺎﻫﺎﻳﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺑﺮﺁﻣﺪﮔﻰ ﭘﺸﺖ ﭘﺎ ﻣﺴﺢ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺟﻨﺐ ﺑﻮﺩﻳﺪ،ﻏﺴﻞ ﻛﻨﻴد.»

۱-۴-فعل نهی
«وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ»(البقره،۱۸۸)
یعنی:«ﻭ ﺍﻣﻮﺍﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﻭ ﻧﺎﺣﻖ ﻣﺨﻮﺭﻳﺪ.ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺭﺷﻮﻩ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺣﺎﻛﻤﺎﻥ ﻭ ﻗﺎﺿﻴﺎﻥ ﺳﺮﺍﺯﻳﺮ ﻧﻜﻨﻴﺪ.»

۱-۵-فعل نفی
«فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ »(الواقعه،۷۸)
یعنی:«ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺑﻰ ﻣﺼﻮﻥ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﺤﺮﻳﻒ ﻭ ﺩﮔﺮﮔﻮﻧﻰ[ﺑﻪ ﻧﺎم ﻟﻮﺡ ﻣﺤﻔﻮﻅ ﺟﺎﻯ ﺩﺍﺭﺩ.]»
«لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ»(الواقعه،۷۹)
یعنی:«ﺟﺰ ﭘﺎﻙ ﺷﺪﮔﺎﻥ[ﺍﺯ ﻫﺮﻧﻮﻉ ﺁﻟﻮﺩﮔﻰ]ﺑﻪ[ﺣﻘﺎﻳﻖ ﻭ ﺍﺳﺮﺍﺭ ﻭ ﻟﻄﺎﻳﻒ]ﺁﻥ ﺩﺳﺘﺮﺳﻰ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.»
«تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ»(الواقعه،۸۰)
یعنی:«ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺳﻮﻯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ ﺍﺳﺖ.»

۱-۶-جمله خبریّه ی مثبت
«الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ»(البقره،۲۲۹)
یعنی:«ﻃﻠﺎﻕ[ﺭﺟﻌﻰﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺷﻮﻫﺮ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺣﻖ ﺭﺟﻮﻉ ﻭﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺍﺳﺖ]ﺩﻭﺑﺎﺭ ﺍﺳﺖ.[ﺷﻮﻫﺮ ﺩﺭ ﻫﺮ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﺍﺯ ﺭﺟﻮﻉ]ﺑﺎﻳﺪ[ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺭﺍ] ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻭﻣﺘﻌﺎﺭﻑ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﺩ.»

۱-۷-جمله خبریّه ی منفی
«لَّيْسَ عَلَى الضُّعَفَاءِ وَلَا عَلَى الْمَرْضَىٰ وَلَا عَلَى الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ »(التوبه،۹۱)
یعنی:«ﺑﺮ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﺎﻥ ﻭ ﺑﻴﻤﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﺮﺍﻯ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻛﺮﺩﻥ[ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺟﻬﺎﺩ]ﻧﻤﻰ ﻳﺎﺑﻨﺪ،ﮔﻨﺎﻫﻰ ﻧﻴﺴﺖ.»

۱-۸-نهی بلسان نفی
«فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ»(البقره،۱۹۷)
یعنی:«ﺩﺭ ﺣﺞ،ﺁﻣﻴﺰﺵ ﺑﺎ ﺯﻧﺎﻥ ﻭ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺟﺪﺍﻝ[ﺟﺎﻳﺰ] ﻧﻴﺴﺖ.»