آموزه های روانشناختی در قرآن و حدیث

بخش اول:
«رهیافت قرآنی»
اسراف: یعنی در زمانی که باید چیزی استفاده شود ٬ استفاده نکنیم. گفته می شود روان شناسی معاصر در چهارچوب اثبات گرایی و تجربه گرایی شکل گرفته است.منظور این است که بصورت نوشته و‌نانوشته ٬ هشیار و‌ناهشیار تحت تأثیر مبانی انسان شناختی ٬ معرفت شناختی ٬ هستی شناختی و روش شناختی اثبات گرایی است. به عبارت دیگر اگر به پس زمینه ها و پشت صحنه این روان شناسی بازگردیم به یک ‌اثبات گرایی محض خواهیم رسید. مراد از روان شناسی در رهیافت قرآنی آن است که همه این مبانی براساس قرآن باشد.
چنین رهیافتی اکنون در جوامع علمی و فرهنگی ملل حضور قوی و‌مستمر ندارد؛ بلکه جریانی است که در میان ملل مسلمان یعنی یک‌ چهارم ساکنان کره زمین در کمتر از یک قرن گذشته ٬ به ندرت جایگاهی تقریباً قوی یافته است. پس منظور از رهیافت قرآنی آن است که می خواهیم به صورت آگاهانه و‌با تلاش زیاد طی زمان قابل توجه مبانی قرآنی را جایگزین مبانی غیرقرآنی کنیم.
برای داشتن روان شناسی قرآنی به پیش فرض هایی نیاز داریم که اصول آن به شرح زیر است:
۱-معرفت نقلی؛(پیام وحی و‌روایت ائمه(ع) )برای مسلمانان دارای معرفت شناختی است.
۲-روان شناسی در رهیافت قرآنی یک شاخه علمی تجربی نیست٬ بلکه یک شاخه معرفتی است.
۳-این شاخه ی معرفتی از روش های مختلف تجربی ٬ عقلی ٬ شهودی ٬ نقلی ٬ و.... بهره می برد.
۴-محور وحدت بخش معرفت روان شناسی اسلامی عبارت است از روان شناختی بودن موضوعات و‌مسائل آن ٬ نه روش یا هدف دیگر.
۵-قرآن برای حضور در زندگی روزمره است. پیروان آن باید تلاش کنند تا آموزه های آن را در زندگی پیاده کنند.
۶-بخش زیادی از حضور دین امروزه در غالب علوم انسانی از جمله روان شناسی است.
۷-فرایند اجتهاد در پاسخ گویی به سؤالات ایفای نقش می کند؛ یعنی همانگونه که ممکن است میان دو دلیل عقلی؛ یا عقلی و‌نقلی اختلاف وجود داشته باشد و فرایند اجتهاد آن را حل کند ٬ در روان شناسی نیز اختلاف ها در فرایند اجتهاد قابل حل است.
۸-روان شناسی اسلامی در اهداف کاربردی تابع نیازهای جامعه اسلامی است.
۹-موضوعات و‌مسائل روان شناسی اسلامی بسیار متنوع و‌بیشتر است از روان شناسی معاصر و‌مفاهیمی اساسی دارد که آن را از دیگر مکاتب روان شناسی متمایز می کند.

«مبانی انسان شناختی روان شناسی از دیدگاه قرآن»
۱- انسان مخلوق است: انسان وجود نداشته بلکه خداوند او را خلق کرده است و خلقت او به صورت های مختلف و در مراحل مختلف مورد توجه قرآن قرار گرفته است.گاه گفته شده است او از عدم(سوره انسان٬آیه ۱ : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا) گاه از خاک (سوره مؤمنون٬آیه ۱۲ : وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ سُلَالَةٍ مِنْ طِينٍ) و گاه از آب و گاه از نطفه ٬ مضغه ٬ علقه ( مراحل خلقت سوره زمر ٬ آیه ۶ : خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها وَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ يَخْلُقُکُمْ في‏ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ في‏ ظُلُماتٍ ثَلاثٍ ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّي تُصْرَفُونَ) خلق شده است و سپس دوران بزرگسالی(سوره حج ٬ آیه ۵ :مَا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ )کهولت و ناتوانی(سوره یٰس ٬ آیه ۶۵ : الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلَىٰ أَفْوَاهِهِمْ وَتُكَلِّمُنَا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ) و آمادگی برای مرگ و ...

- شاید این نکته به ذهن خطور کند چرا خداوند انسان را مخلوق معرفی می کند. این بدان جهت ممکن است باشد که انسان یادآور شود خالقی دارد که همه ی حالات او نظیر سلامت و بیماری ٬ شادی و غضب ٬ حس خوب و‌حس بد ٬ و...وابسته به اوست و دیگر اینکه در طول تاریخ حیات بشری بسیاری از انسان ها ادعای الوهیت کرده اند.پس بیان مخلوقیت انسان ناظر به این نکات می تواند باشد. همچنین او مخلوق است یعنی برای هدفی خلق شده ٬ ابتدا و انتها دارد که خالق وی برایش دفترچه ی راهنما (قرآن) را قرار داده است تا او را برای رسیدن به هدف نهایی خلقت یاری کند.

۲- انسان دو ساحتی است : انسان مرکب است از یک بعد مادی و یک بعد روحانی. خلقت نخستین انسان به اراده خودش نبوده اما کیفیت شکل گیری روح و تکامل آن با اراده اوست. این دو ساحت با هم ارتباط تنگاتنگ دارند و جسم و روح انسان دو روی سطح یک سکه محسوب می شوند . ویژگی روان شناختی اسلامی و تفاوت آن با روان شناسی غربی در دین است که هر دو ساحت انسان را مورد توجه قرار داده است.

۳- انسان بنده خداست: خداوند بندگان خوب خود را مانند پیامبر اسلام(ص) (سوره بقره ٬ آیه ۲۳ : وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ )حضرت عیسیٰ(ع) ( سوره مریم ٬ آیه ۳۰ : قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْکِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا )حضرت سلیمان(ع) ( سوره صٰ ٬ آیه ۴۴ : وَخُذْ بِيَدِكَ ضِغْثًا فَاضْرِبْ بِهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ ) و.... را با وصف «عبدااللّه» یاد می کند.در برخی آیات به انسان می گوید:«ای بندگان من» حتی زمانی که در گفت و‌گو با شیطان مطالبی را بیان می کند :«تو بر بندگان من تسلط و حاکمیتی نداری» (سوره حجر ٬ آیه ۴۲ : إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ) یا زمانی که خداوند می فرمایند همه گناهان انسان را به جز شرک قابل بخشش می دانم.( سوره نساء ٬ آیه ۴۸ : إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا ) تمامی این آیات درصدد نشان دادن رابطه انسان و پروردگار است.
۴- انسان دشمنی به نام هوای نفس دارد: در آیات و روایات دوگونه در مورد نفس آدمی سخن به میان آمده است. یک دسته از تعابیر نفس را در جایگاهی بالا نشان می دهد و دسته دیگر نفس را موجودی شرور معرفی می کند.( سوره قصص ٬ آیه ۵۰ : فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءَهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ )به عنوان مثال امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: کسی که در نزد خود خوار شود و احساس کرامت و شخصیت اخلاقی نکند از شر او ایمن مباش برای انسان هیچ دشمنی بالاتر از نفس درونش نیست و همانطور که در طول زندگی ممکن است دشمن بیرونی داشته باشد ولی قطعاً دشمن درونی به نام نفس دارد که می تواند نیاز های کاذب فراوانی را برای ما ایجاد کند.

۵-انسان دشمنی به نام شیطان دارد: ابلیس دشمنی است که در مقابل انسان قسم یاد کرده تا آدمی را راحت نگذارد و از آنجا که انسان دارای اختیار است باید خود تصمیم بگیرد که از شیطان پیروی نکند. شیطان ویژگی های روان شناختی انسان و ضعف های او را به خوبی می داند و‌می شناسد و برای هرکس برنامه ریزی دارد تا با وسوسه های مختلف او را از مسیر حق منصرف کند. به این نکته باید توجه داشته باشیم که بر اساس آیات قرآن شیطان به طور مستقیم هیچ تسلط فیزیکی و بیرونی به انسان ندارد؛ ولی وسوسه های درونی برای انسان کافی است.

۶- انسان به مقدار توانایی اش وظیفه دارد: همه انسان های بالغ و عاقل در خطوط کلی تکالیف باهم شریک هستند؛ولی برخی واجبات شرط هایی دارند که ممکن است برای بعضی از افراد آن شرط موجود نباشد و برای برخی دیگر باشد.مثلاً توانایی های جسمانی ٬ علمی ٬ مالی ٬ شغلی ٬ رشته تحصیلی و .... قانون خداوند این است که از هیچ کس بیشتر از توانایی اش تکلیف خواسته نمی شود و هیچکس مجاز نیست از تکالیفی که در توان اوست سر باز زند.
۷-انسان با مشکلات آزمایش می شود: امتحان یکی از سنت های الهی است و این به هیچ‌وجه غیرقابل تغییر نیست. با بررسی منابع مختلف در می یابیم که سنت امتحان در امّت های گذشته مثل حضرت نوح ٬ عاد ٬سمود ٬ قوم حضرت ابراهیم ٬ حضرت لوط ٬ حضرت شعیب و.... جریان داشته است ؛ بنابرین در امت حاضر و آینده نیز جریان خواهد داشت. به عنوان مثال در سوره عنکبوت آیه دوم میخوانیم:« أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا يُفْتَنُونَ :آیا مردم گمان کرده اند همینکه بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد؟!»و در آیه سوم سوره عنکبوت می فرمایند:« وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ : ما کسانی را که قبل از مسلمانان بودند آزمودیم.» این دیدگاه باعث می شود انسان در تفسیر رفتارهای خود و دیگران تغییر نگرش ایجاد کند.

۸-این آزمایش به تمام مسائل زندگی تعمیم می یابد: انسان باید بداند در تمام مراحل زندگی خود در حال آزمایش شدن است. بعضی از ما حتی ابزار امتحان بعضی دیگر هستیم.(سوره محمد ٬ آیه ۵ : سَيَهْدِيهِمْ وَيُصْلِحُ بَالَهُمْ ) اموال و اولاد انسان ابزار امتحان اوست.(سوره انفال ٬ آیه ۲۸ :وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ )و(سوره آل عمران ٬ آیه ۱۸۶ : لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ ) غرایز جنسی ما سبب امتحان ماست.( سوره نوح ٬ آیه ۳۳ :) و.....این امتحان فقط در سختی ها و مشکلات نیست بلکه در خوبی ها و نعمت ها نیز اسباب آزمایش ماست.(سوره انبیاء ٬ آیه ۳۵ : كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَنَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَيْرِ فِتْنَةً وَإِلَيْنَا تُرْجَعُونَ ) در بینش اسلامی مشکلات ارج گذاشتن خداوند به مؤمن است و خداوند مؤمنی را که دوست داشته باشد در گرداب بلا فرو می برد به طوری که در روایات آمده است سرعت بلا به سوی مؤمن بیشتر است از سرعت باران از فراز تپه ها به گودال زمین. (علامه مجلسی ٬ بحارالانوار ٬ جلد ۶۷ ٬ صفحه ۲۲۲) انسان در چالش ها و مشکلات زندگی به کمال می رسد و سختی ها باعث می شود تا خودبزرگ بینی از دل انسان خارج شود و فروتنی جای آن را بگیرد. همچنین گرفتاری برای ظالم باعث ادب شدن او ٬ برای مؤمن امتحان و برای انبیاء ارتقای درجه است .قرآن در این زمینه می فرماید :« خداوند مؤمنان را با بلا و گرفتاری پاک و خالص می گرداند و کافران را به تدریج نابود می گرداند .» ( سوره آل عمران ٬ آیه ۱۴۱ : وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ )امام صادق(ع) می فرمایند در بهشت منزلی است که هیچ بنده ای به آن نمی رسد مگر با بلایی که در دنیا به بدنش می رسد.وقتی نگرش انسان به مشکلات اینگونه باشد در سلامت روان او نیز تأثیر گذار است و رفتارهای دیگران را به گونه ای درست تفسیر می کند و ارتباطات اجتماعی مفیدتر و صمیمی تری خواهد داشت.

۹-انسان ویژگی های روان شناختی دارد:قرآن کریم به انسان از ابعاد متعددی مثل خلقت ٬ ارتباط با خداوند ٬ معاد و ویژگی های روان شناختی او پرداخته است.به عنوان مثال انسان دارای ظرفیتی دوسویه است که هم به خوبی و هم به بدی تمایل دارد.اما طبیعت مادی انسان سبب می شود حرکت او به طرف منفی بسیار آسان باشد. آنچنان که در قرآن آمده است« بدبخت ٬ آزمند و بی تاب خلق شده است.چون صدمه ای به او برسد ٬ عجز و لابه کند و چون خیلی به او رسد بُخل ورزد.» ( سوره معارج ٬ آیه ۱۹ تا ۲۱إِنَّ الْإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاًوَ إِذا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعاً) « در حال نعمت از خداوند روی برمی گرداند و خود را کنار می کشد ولی وقتی آسیبی به او برسد٬ دست به دعا فراوان می برد.» ( سوره فصلت ٬ آیه ۵۱: وَإِذَا أَنْعَمْنَا عَلَى الْإِنْسَانِ أَعْرَضَ وَنَأَى بِجَانِبِهِ وَإِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِيضٍ) « هرگاه آسیبی به او برسد در همه حال (خوابیده-نشسته-ایستاده) خدا را می خواند و چون گرفتاری اش برطرف شود ٬ چنان حرکت می کند که گویی هیچ درخواستی از خداوند نداشته است.» ( سوره یونس ٬ آیه ۱۲:وَ إِذا مَسَّ الإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمّا کَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنا إِلى ضُرّ مَسَّهُ کَذلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفینَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ) «انسان همواره نوعی شتاب زدگی دارد.» ( سوره اسراء ٬ آیه ۱۱:وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولاً) و ( سوره انبیاء ٬ آیه ۳۷:خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُريکُمْ آياتي‏ فَلا تَسْتَعْجِلُونِ) « همانگونه که خوبی ها رافرا می خواند ٬ بدی ها را نیز فرا می خواند.» ( سوره اسراء ٬ آیه11: وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ کانَ الْإِنْسانُ عَجُولاً) «ممکن است در سنگدلی به جایی رسد که از سنگ هم سخت تر شود.» (سوره بقره ٬ آیه ۷۴: ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِکَ فَهِيَ کَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ) « هرگاه احساس بی نیازی کند گرفتار طوغیان در برابر خداوند می شوند.» ( سوره علق ٬ آیه ۶ کَلاَّ إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغي) «در مقابل نعمت های پروردگار بسیار ناسپاس و‌بخیل است و خودش نیز بر این حالت گواه است و علاقه شدیدی به مال دارد.» ( سوره عادیات ٬ آیه ۶ تا ۸: إِنَّ الْإِنْسانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ وَ إِنَّهُ عَلي‏ ذلِکَ لَشَهيدٌ وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَيْرِ لَشَديدٌ)
« همواره در زیان است مگر که ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهدو به حق و صبر توصیه کند.» ( سوره عصر ٬ آیه ۱تا 3:) وَالْعَصْرِ‌، إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ‌ ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ‌ ﴾ «بسیار ظالم و جاهل» ( سوره احزاب ٬ آیه ۷۳ :لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنافِقينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِکينَ وَ الْمُشْرِکاتِ وَ يَتُوبَ اللَّهُ عَلَي الْمُؤْمِنينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً) « و ناسپاس» ( سوره ابراهیم ٬آیه ۳۵: وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْني‏ وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ) و ( سوره عبس ٬ آیه ۱۷ :قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَکْفَرَهُ) است و حالتی دارد که مایل است پیش روی او باز باشد و هرکاری را که دوست دارد بدون مانع انجام دهد.» ( سوره قیامة٬ آیه ۶: یَسْئَلُ أَیّانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ) « تنگ نظر و بخیل است و از تنگ دستی می ترسد به گونه ای که خزائن رحمت پروردگار را هم در اختیار داشته باشد باز هم از انفاق کردن می پرهیزد.» (سوره اسراء ٬ آیه ۱۰۳ :فَأَرادَ أَنْ يَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ فَأَغْرَقْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ جَميعاً) « ضعیف است و در طغیان غرایز مقاومت او کم است.» (سوره نساء ٬ آیه :۲۹ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَأْکُلُوا أَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ إِلاّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً عَنْ تَراض مِنْکُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللّهَ کانَ بِکُمْ رَحیماً) « و اهل جدل است.» ( سوره کهف ٬ آیه ۵۴: وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِی هذَا الْقُرْآنِ لِلنّاسِ مِنْ کُلِّ مَثَل وَ کانَ الْإِنْسانُ أَکْثَرَ شَیْء جَدَلاً)

«مبانی هستی شناسی»
اگر روان شناسی به بررسی رفتار و تجلیات روانی انسان می پردازد و آن را تحلیل می کند چیستی ٬ چرایی ٬ چگونگی و پیامد های آن را به تحلیل روان شناختی می گذارد ؛ پس مفهوم و باوری که پیشامد و پیامد آن رفتار و تجلیات روانی باشد در این چهارچوب فاقد بررسی است. به عنوان مثال باور اینکه همه هستی سیری یک پارچه و‌منسجم دارد که از سوی پرودگار تنظیم شده است و‌انسان بخش کوچک اما مهمی از این مجموعه است که در این سیر با مخلوقات دیگر از جمله جنّ ٬ فرشته ٬ شیطان قسم خورده و طبیعت و همه قوانین آن ه‍مواره همراه و هم زیست است ما را به کنترل شخصیت درونی ٬ انگیزه ها ٬ رفتارها ٬ عواطف ٬ هیجان ها ٬ آرزوها ٬ ارتباط انسان با سایر موجودات و ... وا می دارد.

۱- هستی مخلوق خداست: ممکن است مخلوق دانستن جهان در کشف قانون مندی های جهان و انسان به خودی خود تأثیر نگذارد. اما بر تفسیرها و نتیجه گیری های او اثر مستقیم می گذارد. قرآن در این زمینه می فرماید:«خداوند همان کسی است که آسمان ها و زمین را آفرید و از آسمان آبی نازل کرد و با آن میوه ها را برای روزی شما بیرون آورد و کشتی ها را مسخّر شما گردانید تا بر صفحه ی دریا به فرمان او حرکت کنند و نهرها را مسخّر شما نمود.» (سوره ابراهیم ٬ آیه ۳۲ :اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَکُمْ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْأَنْهارَ) بنابراین اعتقاد به خالقیت خدا و اینکه همه چیز در مقابل خواست او خاضع است نگاه انسان را به جهان تقلید می دهد.»

۲- هستی هدفمند است: جهان هدفمند آفریده شده است و این هدفمندی به زندگی انسان معنا می دهد ؛ بنابراین ممکن است بسیاری از نابه سامانی های روحی و روانی انسان به دلیل فراموشی این هدف و فاصله گرفتن از آن باشد . عبودیت و بندگی هدفی است که انسان باید در زندگی دنبال کند تا به وسیله آن تکامل یابد.« من جنّ و انس را نیافریدم جز برای آنکه عبادتم کنند.» ( سوره ذاریات ٬ آیه ۵۶: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ)
۳- هستی هماهنگ است و خالق واحد دارد: هیچ موجودی در جهان وجود مستقل ندارد و همه هستی مشغول انجام تکالیف خود هستند مگر مخلوقاتی مثل انسان که به آن قدرت اختیار داده شده است که ممکن است خلاف جهت هستی حرکت کند. خدای متعال نیز کاملاً ناظر بر عملکرد مؤمن و غیرمؤمن است و هرگاه که اراده کند نعمتی را می گیرد و یا می بخشد.(ن.ک:سوره آل عمران ٬ آیه ۲۵و۲۶ فَکَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فيهِ وَ وُفِّيَتْ کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ، قُلِ اللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِي الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِکَ الْخَيْرُ إِنَّکَ عَلي‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَديرٌ)

۴- طبیعت برای انسان خلق شده است: قرآن کریم طبیعت را سرمایه ای می داند که خداوند در اختیار انسان قرار داده است.(ن.ک: سوره نحل ٬ آیه ۱۲ تا16: وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ في‏ ذلِکَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ، وَ ما ذَرَأَ لَکُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ إِنَّ في‏ ذلِکَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَذَّکَّرُونَ، وَ هُوَ الَّذي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَ تَرَي الْفُلْکَ مَواخِرَ فيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ، وَ أَلْقي‏ فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَميدَ بِکُمْ وَ أَنْهاراً وَ سُبُلاً لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ، وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ) بنابراین انسان باید به درستی طبیعت را بشناسد و از آن استفاده کند.به عنوان مثال احترام به حقوق حیوانات حتی در‌ زمان ذبح کردن٬نمونه بارز این احترام است.

۵- زمین مناسب زندگی انسان است: در قرآن زمین به عنوان گهواره انسان معرفی شده است که در آن سیر می کند و از نعمت ها و امکانات و آب و هوای آن و حرارت و بذر و ... بهره می برد.(ن.ک: سوره طٰه ٬ آیه ۵۰ تا ۵۳ :قَالَ رَ‌بُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ ، قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُ‌ونِ الْأُولَىٰ ، قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَ‌بِّي فِي كِتَابٍ لَّا يَضِلُّ رَ‌بِّي وَلَا يَنسَى ، الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْ‌ضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَ‌جْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّىٰ) خداوند همه آنچه در زمین آفریده است را در اختیار انسان قرار داده است.مثلاً انسان از دریاغذا می گیرد.جواهرات و زیورآلات به دست می آورد.از ستاره ها برای شناسی راه ها استفاده می کند و.....( ن.ک: سوره نحل ٬ آیه ۱۲ تا ۱۶ وَسَخَّرَ‌ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ‌ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ‌ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَ‌اتٌ بِأَمْرِ‌هِ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ، وَمَا ذَرَ‌أَ لَكُمْ فِي الْأَرْ‌ضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لِّقَوْمٍ يَذَّكَّرُ‌ونَ ، وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ‌ الْبَحْرَ‌ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِ‌يًّا وَتَسْتَخْرِ‌جُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَ‌ى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ‌ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُ‌ونَ ، وَأَلْقَىٰ فِي الْأَرْ‌ضِ رَ‌وَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارً‌ا وَسُبُلًا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ، وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ)

۶- امور غیبی هستی یا متافیزیک: غیب شامل اموری مانند فرشتگان ٬ اَجنّه ٬ شیطان و....می شود که با چشم ظاهری قابل دیدن نیستند. اگر کسی به امور غیبی اعتقاد نداشته باشد نمی تواند به اسلام اعتقاد واقعی داشته باشد. اگرچه انسان به اذن خداوند به برخی از مصداق های غیب در همین دنیا دست پیدا می کند؛بنابراین بازهم باید بدانیم که « کلیدهای غیب نزد اوست و کسی جز خدا آن را نمی داند؛ هرآنچه در خشکی و دریاست او می داند و هیچ برگی نمی افتد مگر اینکه در کتاب مبین آمده است.» (سوره انعام ٬ آیه ۵۹: وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ‌ وَالْبَحْرِ‌ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَ‌قَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْ‌ضِ وَلَا رَ‌طْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ) اگر انسان را به بعد زیستی منحصر کنیم و ارتباط رفتاری او را با مصداق های غیبی نادیده بگیریم در حقیقت به بخش بسیار کوچکی از انسان اکتفا کرده ایم و بسیاری از رفتارها و‌تجلیات روانی او را نمی توانیم تحلیل کنیم.
« مبانی اعتقادی»
آنچه انسان به آن اعتقاد دارد به صورت هشیار و ناهشیار در تمام ساختمان روانی او اعم از شناخت ها ٬ عواطف ٬ هیجان ها ٬ انگیزه ها ٬ رفتار های فردی ٬ اجتماعی و....جا گرفته ٬ ایفای نقش کرده و ‌مؤثر واقع می شود به ویژه اعتقادهای دینی که معمولاً از راسخ ترین اعتقادهای انسان محسوب می شود و‌کمّ و کیف آنها در روان شناسی افراد معتقد با افراد غیرمعتقد تفاوت ایجاد می کند.
اعتقادهای قرآن و حدیثی بسیار زیادند و در یک معنا آن همه مبانی هستی شناختی ٬ انسان شناختی ٬ معرفت شناختی و.....که از رهیافت قرآنی و حدیثی به دست می آیند از مبانی اعتقادی مسلمانان محسوب می شوند به این ترتیب بسیاری از مبانی اعتقادی در مباحث قبل مورد اشاره قرار گرفت ولی برخی از اعتقادات هستند که پیشتر از انها یادی نشد که بدین شرح است:

۱- اعتقاد به خدا: از این پیش فرض روان شناسی سخن به میان آورده است اما خدایی که قرآن کریم به ما معرفی می کند منحصر به استدلال و بعد شناختی نیست.خدایی که در زندگی همه حضور دارد ٬ بخشنده و مهربان است ٬ نعمت به ما ارزانی می کند ٬ با مؤمنان دویت است و کافران را دوست ندارد. به قدری با مخلوقات خود نزدیک است که به آنها می گوید من از رگ گردن به شما نزدبک ترم ؛ که البته به یقین بُعد زمانی و‌مکانی در این تعبیر نیست .با بندگان سخت گیری بی فایده ندارد بلکه حتی بر آنها آسان می گیرد و اگر تکلیفی بر دوش بندگانش می گذارد برای ورزیده شدن در مسیر عبودیت است و...

۲- اعتقاد به نبوّت و امامت: باورداشت به انبیاء و امامان نیز ادامه همان اعتقاد به خداوند است.خداوند در این دنیا سرمایه عمر را به ما داده است که با آن تجارت کنیم و برای موفقیت در این تجارب متخصصان دلسوزی را قرار داده تا آنها راه دقیق و قطعی را به ما نشان دهند. هرکسی با ایشان بیشتر ارتباط داشته باشد و از آنها بیشتر استفاده کند سود زیادتری به دست می آورد و هرکس از ایشان جدا شود ٬ گمراه و زیان کار خواهد بود. آنان واسطه میان انسان ها با خداوند هستند که اطلاعات مربوط به امور غیبی را از خداوند گرفته و برای ما می آورند.
۳- مرگ پایان زندگی نیست: ایمان به این مطلب و‌درونی سازی آن مسئله ای فراتر از شناخت است. به این نگرش زمانی دست پیدا میکنیم که بین شناخت ٬ عواطف و آمادگی رفتاری هماهنگی ایجاد کنید . ما به هنگام مرگ نابود نمی شویم و ‌مرگ برای برخی از انسان ها آسان و برخی دیگر دشوار است.
۴- مراحلی از زندگی گذشته٬و مراحلی در پیش است: ما پس از مرگ وارد مرحله جدیدی از زندگی می شویم که نامش زندگی برزخی است. در عالم برزخ عذاب و پاداش وجود دارد. امکان دید و بازدید ارواح و گفت و گو میان یکدیگر وجود دارد و افراد تمایل بسیار دارند که به دنیا برگردند و کارهای نیک بیشتر انجام دهند اما دیگر ممکن نیست.(سوره مؤمنون ٬ آیه ۹۹و۱۰۰ :حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَ‌بِّ ارْ‌جِعُونِ ، لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَ‌كْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِن وَرَ‌ائِهِم بَرْ‌زَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ)

۵- زندگی دنیا کوچک است:زندگی ما در این دنیا از نظر زمانی کوتاه و غیر قابل مقایسه با آخرت است.(سوره توبه٬ آیه ۳۸: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُ‌وا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْ‌ضِ أَرَ‌ضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَ‌ةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَ‌ةِ إِلَّا قَلِيلٌ)و(سوره بقره،آیه ۳۶ :فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ). از طرفی دیگر آخرت همیشگی است و خلود دارد اما دنیا فانی است.(سوره اعراف، آیه ۴۲ :وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ). متاع این دنیا بسیار اندک است و آخرت برای افراد متقی بهتر است.خود این دنیا هیچ ارزشی ندارد بلکه فقط خلق شده تا معلوم شود کدام یک از انسان ها عمل نیک انجام دهد و کدام عمل بد.( سورع ملک، آیه ۳ :الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَ‌ىٰ فِي خَلْقِ الرَّ‌حْمَـٰنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْ‌جِعِ الْبَصَرَ‌ هَلْ تَرَ‌ىٰ مِن فُطُورٍ‌) و هر کس که طغیان کند و زندگی دنیا را اصل قرار دهد و به فکر زندگی اخروی نباشد،جایگاه او جهنم است.(سوره نازعات،آیه38: وَآثَرَ‌ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا)

۶-باید به زندگی خوش بین و امیدوار باشیم :در زندگی اسلامی جایی برای بدبینی فرد مسلمان نسبت به زندگی وجود ندارد چرا که همه ی سختی ها،راحتی ها،غم ها و شادی ها و تمام فعالیت های فرد محاسبه میشود و به کسی ظلم نمي شود. هر که هر کار خوبی انجام دهد، ده برابر پاداش دارد؛ و بسیار نکوهش شده است اگر مومنی از مشکلات خود ناله و شکایت داشته باشد.

۷- زندگی دنیا مزرعه آخرت است :اینجا هر کاری انجام میدهیم چه خوب و چه بد در قیامت خواهیم دید (سوره زلزال،آیه ۷و۸ :فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ ، وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ) هر کسی کوله بار مخصوص خود را دارد. (سوره انعام،آیه ۱۶۴: قُلْ أَغَيْرَ‌ اللَّـهِ أَبْغِي رَ‌بًّا وَهُوَ رَ‌بُّ كُلِّ شَيْءٍ وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ‌ وَازِرَ‌ةٌ وِزْرَ‌ أُخْرَ‌ىٰ ثُمَّ إِلَىٰ رَ‌بِّكُم مَّرْ‌جِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ) کسی که گمراه شده است به سوء اختیار خود گمراه شده (سوره اسراء،آیه ۱۵: مَّنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ‌ وَازِرَ‌ةٌ وِزْرَ‌ أُخْرَ‌ىٰ وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَ‌سُولًا)و خداوند از روی لطف خود فرموده است کسی که خطایی می کند به همان مقدار مجازات خواهد شد و کسی که کار شایسته ای انجام دهد ده برابر پاداش خواهد داشت (سوره انعام،آیه ۱۶۰ :مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ‌ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ).
بخش دوم:
«احساس،ادراک و شناخت»
مقدمه:احساس،ادراک و شناخت از زیر بنایی ترین مباحث روانشناسی محسوب میشود.بقای ارگانیزم و استمرار حیات مادی یا معنوی آن در گام نخست به دریافت های حسی ما از پیرامون و درون خودمان وابسته است.وقتی از مادر متولد شدیم چیزی نمیدانستیم و به کمک ابزار هایی که خداوند در وجود ما قرار داد خود و محیط خودمان را شناختیم.( ن.ک:سوره نحل، آیه ۷۸ :وَاللَّـهُ أَخْرَ‌جَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ‌ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُ‌ونَ).
آنچه به هنگام به دنیا آمدن در وجود ما نهاده شده چند گذاره است:

۱-بازتاب های عصبی به صورت نباتی

۲- قوای حسی بیرونی و درونی و ابزار های آن ها که بعضی به صورت بالفعل ( مثل حس شنوایی، گرسنگی،دردو... حتی قبل از تولد هم وجود دارد) و برخی به صورت بالقوه ( مثل بینایی که پس از ولادت فعال میشود) در نوزاد شکل میگیرد.

۳- ظرفیت تجمیل و تحلیل صورت های حسی که برای فرد حاصل میشود به گونه ای که فرد میتواند مزه ای را که دیروز چشیده با مزه ای که امروز چشیده است را مقایسه کند یا چهره ای را که ساعاتی پیش دیده با چهره ای که اکنون میبیند مقایسه کند و این همانی را حس یا درک کند.

۴_ ظرفیت های انفعالی _عصبی،که فرد بی اختیار از خود نشان میدهد. برای مثال با احساس درد چهره اش در هم میرود.با احساس گرما عرق میکند،با احساس سرما میلرزد و...

۵-بالقوه هایی که برای بالفعل شدن نیاز به گذر زمان و فراهم شدن مقدماتی جسمی_روانشناختی، دارد. برای مثال هر فردی از همان زمان که به دنیا می آید بالقوه نیروی جنسی یا هوش انتزاعی دارد.

۶- افزون بر این ها،ظرفیتی در افراد وجود دارد که همه به یک اندازه به فعلیت نمی رسد و آن قوه تفکر است که بستگی به امور متعددی دارد مثل ژنتیک و فعال شدن هر چه بیشتر سلول های مغزی در دوران کودکی مباحث احساسی، ادراک حسی،ادراک فرا حسی، شناخت، فرا شناخت و امور فوق ادراک(اموری که برای انسان قابل شناخت نیستند.)