تفسیر موضوعی ۳-ـآیات ولایت

آیات ولایت:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ ﴿۵۵﴾ مائده
ولى شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏‌اند همان كسانى كه نماز برپا مى‌دارند و در حال ركوع زكات مى‌ دهند.
وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ ﴿۵۶﴾ مائده
و هر كس خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آورده‏ اند ولى خود بداند [پيروز است چرا كه] حزب خدا همان پيروزمندانند.

• مقدمه:
آیات یاد شده در نزد مفسران به عنوان «آیات ولایت» نامیده می‌شوند که دیدگاه‌های متنوع فریقین در باره‌ی این آیات در مباحث متعدد تاریخ حدیث، تفسیر، کلام و ... وجود دارد.
محور اصلی آیه به اعتقاد شیعه، نص بر امامت است که به دلیل اختلاف با نگرش اهل تسنن از سوی آنان(اهل تسنن) مورد تردید قرار گرفته است.

• واژگان آیه:
«إِنَّمَا»: این واژه برای تخصیص وضع شده است. بنابراین آن‌چه بعد از این کلمه می آید اثبات می‌شود و غیر آن نفی می‌گردد. برای نمونه اگر کسی به دیگری بگوید: «انما لک عندی درهم» مانند آن است که بگوید «انه لیس لک عندی الا درهم» جزء یک درهم چیزی بر عهده ی من نداری.
«وَلِيُّ»: این واژه از ماده‌ی(و ل ی) است. بر وزن فلس. به حصول دو چیز یا بیشتر در کنار هم بدون آن که بین آنها چیزی دیگر فاصله شود، گفته می¬شود. (ولی) مالک تدبیر است یعنی کسی که برای تدبیر و اداره‌ی جامعه، یتیم یا زن به آنان نزدیک می شود و به رتق و فتق امور آنان در حیطه‌ی ولایت خود مبادرت می‌ورزد. یکی از اسم‌های خداوند سبحان (ولی) است. قرآن کریم می فرماید:<فاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ> (الشوری،9). در این آیه می‌فرماید: نه تنها خداوند ولایت دارد بلکه بنا به ضمیر فصل تنها ولی، خداست.
در تمام موارد استعمال ماده‌ی (و ل ی) معنای تقرب و نزدیکی با نوعی ارتباط نهفته است و چگونگی این ارتباط به مورد آن بستگی دارد که باید با شواهد و قرائن آن را شناخت. از همین روی برخی لغت شناسان (ولی) را به معنای دیگر مانند (ناصر)،(دوست)،و...استعمال کرده‌اند. اگرچه معانی اخیر با فضای آیه و شأن نزول آن متناسب نیست.
«زکاه»: به معنای نمو و زیادت است. بنابراین طبق نظر لغت شناسان زکات، نموی است که از برکت خداوند پدید می‌آید و اگر به آن‌چه انسان از مال خود به نیازمندان می‌دهد، زکات گفته می‌شود به این خاطر است که مایه‌ی برکت و نمو مال و پالایش نفس است و یا حتی موجب پالایش هردوست.
«رکوع»: رکوع به معنای انحنا و خم شدن است و از باب استعمال سبب و اراده¬ی مسبب به رکوع که خم شدن انسان در برابر خداست از باب تواضع و تذلل، رکوع گفته می¬شود.
«حزب»: جماعتی که بر یک عقیده و هدف باشند، حزب نامیده می¬شوند. به نظر می¬رسد هرجا این کلمه به چیزی اضافه شود، معنای هم¬عقیده بودن و هدف واحد داشتن در آن وجود دارد. مانند: <حزب الله> و <حزب شیطان>.
1.بررسی دیدگاه شیعه: در نگاه دین¬پژوهان شیعی، این دو آیه مستقل از آیات قبل و بعد آن¬ها در یک سیاق نیست و بدون الغای خصوصیت از مورد نزولشان بر امامت امام علی(علیه¬السلام) و ائمه¬ی اطهار(علیه¬السلام) دلالت دارد. شیعه در مورد نزول این آیات بدون شک بنا به احادیث متواتر از فریقین حکم به ولایت و امامت امام علی(علیه¬السلام) می-دهد. چرا که حضرت در حال رکوع نماز به تصدق انگشتر پرداخت. برخی از علمای شیعه نیز این آیه را قوی¬ترین دلیل بر امامت امام علی(علیه¬السلام) می¬دانند.
1-1 مبانی دیدگاه شیعه:
1-1-1 (انما) بنا به نظر اهل لغت برای نشان دادن مفهوم حصر وضع شده است.
1-1-2 (ولی) در این آیه به معنای اولی به تصرف و والی است که با معنای امام و خلیفه مترادف می¬باشد. زیرا معانی دیگر ولی مانند: یاور و دوست به برخی مؤمنان که در این آیات بیان شده، اختصاص ندارد. بلکه همه¬ی مؤمنان یاور و دوستدار یکدیگرند. همانگونه که قرآن می¬فرماید:<وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ> (توبه،71) یعنی:«مردان باایمان و زنان باایمان با یکدیگر یاور و دوست خواهند بود».
«ولی» در آیه‌ی ولایت به معنای اولی به تصرف و والی نیز همه¬ی مؤمنان را شامل نمی¬شود. زیرا در این صورت مولی و مولی¬علیه یکی خواهد شد. پس ناگزیر مراد بعضی از مؤمنان¬اند و آن بعض کسی جز امام علی(علیه¬السلام) که آیه درباره¬ی وی نازل شده نیست.
1-1-3 جمله <وّ هٌم راکعون> بنا به گفته¬ی ارباب ادب حال از ضمیر (یؤتون) به معنای هیئت خاص خم شدن در نمازاست.
شیعه برای استفاده¬ی این معنا از آیات ولایت از دو راه استفاده می¬کند:
الف) تحلیل درون متنی از آیات ولایت: استفاده از تحلیل واژگان و تعابیر آیات ولایت با توجه ویژه به مورد نزول این آیات که از طریق روایات اهل بیت(علیه¬السلام) و نیز چندین نفر از صحابه و تابعان نقل شده، نظر شیعه را تأمین کرده است.
مضمون این روایات به طور یکسان می¬گوید: آیات ولایت در پی رخداد تصدق انگشتر در نماز به وسیله¬ی امام علی(علیه¬السلام) نازل شده است. سبک و سیاق این آیات نیز گواه این است که آن¬ها در پی حادثه¬ای نازل شده¬اند. مفاد این آیات چنین است: ولی شما، خدا و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) و مؤمنان هستند.
ولایت، عبارت است از یک نحو قول و نزدیکی که از نوعی ارتباط حکایت می¬کند. از جمله: ارتباط و محبت، نصرت و تصرف. ولایت محبت و نصرت به برخی مؤمنان اختصاص ندارد و همه¬ی مؤمنان محب و ناصر یکدیگرند. پس مراد ولایت تصرف است که باعث و مجوز نوع خاصی از دخالت و تصرف و تدبیر شده است. در آیه¬ی شریفه با توجه به سیاق آن ولایت به این معنا نسبت به خدا و رسول و مؤمنان به یک معناست؛ چون ولایت را به صورت مفرد و یا یک تعبیر به همین نسبت داده است.
سیاق، اسلوب سخن طرز جمع بندی عبارات و نظم خاص کلام و یا روند کلی سخن است.
قرآن بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) ولایت قیام به تشریع، دعوت به دین، تربیت امت، تبیین وحی و حکومت بر آنان را ثابت دانسته است و همه¬ی این موارد را از شئون و مناصب رسالت ایشان می-شناسد و می¬فرماید:<النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ> (الاحزاب،6) یعنی:پیامبر به امور مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و آیه¬ی <اِنَّکَ لَتَهْدِی إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ> (الشوری،52) یعنی:تو به راه راست هدایت می-کنی. و نیز آیه¬ی <وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ> (الجمعه،2) یعنی: «تا آنکه پیامبر به آنان کتاب و حکمت بیاموزد» و سایر آیات ... . سپس در آیه¬ی مورد بحث این ولایت با واو عطف <الذین آمنوا> را که جز بر امام علی(علیه¬السلام) منطبق نیست به ولایت خدا و رسول عطف کرده است که همان شئون را دارا می¬باشد. البته این ولایت برای خداوند به طور اصالت و برای رسول خدا و امام علی(علیه¬السلام) به تبعیت و با اذن پروردگار خواهد بود.
ب) تحلیل برون متنی( استناد به روایات): نیک می¬دانیم تفسیر و تبیین آیات قرآن بر عهده¬ی رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نهاده شده و قول ایشان حجت است که این یکی از شئون رسالت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) به شمار می¬آید. بعد از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) نوبت به اهل¬بیت رسیده و قول آنان نیز در تفسیر حجت است.
در منابع شیعی روایاتی دیده می¬شود که برخی از آن¬ها با سند صحیح می¬گوید: پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) آیات ولایت را تفسیر کرده¬اند و از جمله¬ی موارد آن در غدیرخم بود. چرا که این آیات با مسئله¬ی غدیر گره خورده¬اند و آنچه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلّم) در غدیر مأمور به ابلاغ آن بود، تفسیر همین ولایتی است که خداوند در همین آیات ولایت بر حضرت نازل کرده است.
شیخ کلینی با سند صحیح از صحابه¬ی تراز اول امام باقر(علیه¬السلام) نقل می¬کند که:«خداوند پیامبرش را به ولایت علی(علیه¬السلام) فرمان داد و بر او چنین نازل کرد:(تنها ولی شما خدا و رسول و مؤمنانی هستند که نماز به پا می¬دارند و در رکوع زکات می¬دهند) و نیز خداوند ولایت اولی الامر را واجب کرد. آنان از حقیقت ولایت آگاه نبودند. پس خداوند به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمان داد ولایت را برای آنان تفسیر کند. همانگونه که نماز، روزه، حج و زکات را تفسیر می¬کند. وقتی این فرمان رسید پیامبر دل تنگ شد و نگران بود که نکند مردم از دینشان برگردند و ایشان را تکذیب کنند. حضرت با چنین دلتنگی¬ایی به پروردگارش رجوع کرد. آنگاه خداوند چنین وحی فرستاد:(ای رسول آنچه را به تو نازل شده ابلاغ کن که اگر چنین نکنی رسالتت را انجام نداده¬ای و خدا تو را از شر مردم نگه می¬دارد). پس حضرت به فرمان خدا امر ولایت را آشکار ساخت و به معرفی ولایت حضرت علی(علیه¬السلام) در روز غدیرخم پرداخت و به مردم فرمان داد تا حاضران آن را به اطلاع غایبان برسانند» (شیخ کلینی، الکافی، ج1، ص289).
به همین معنا روایتی از عیاشی از امام صادق(علیه¬السلام) نقل شده که چنین می¬فرماید:« وقتی آیه¬ی (انما ولیکم الله و ...) نازل شد، بر پیامبر خدا گران آمد و نگران بود قریش ایشان را تکذیب کند. پس خداوند چنین نازل کرد <یا أیها الرسول بلغ...> آنگاه حضرت در روز عید غدیر به این امر پرداخت و آن را ابلاغ کرد» (تفسیر عیاشی، ج2، ص58).
از آیات قرآن نیز می توان شواهدی بر این پیوند (پیوند مسئله غدیر با آیه¬ی ولایت) و نگرانی حضرت از ابلاغ آن (آیه-ی تبلیغ) یافت. در احادیث اهل‌تسنن نیز به برخی از این شواهد اشاره شده است. از جمله: حدیث طبرانی با سند خود از عمار یاسر نقل می¬کند:«پیامبر بعد از نزول آیه¬ی ولایت آن را قرائت کرد و سپس فرمود:«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ. أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ» (طبرانی، المعجم الاوسط، ج7، ص 120). در روایات اهل بیت(علیهم-السلام) نیز آیه همانند پیامبر معنا شده است.(شیخ کلینی، الکافی، ج1، ص288).
بررسی دیدگا¬ه¬های اهل تسنن: اهل تسنن سه نوع تلقی از آیات ولایت دارند و این تنوع ناشی از پذیرش آیات ولایت در مورد نزول آیات ولایت یا عدم پذیرش آن با چگونگی الغای خصوصیت از مورد نزولشان است.
گروه اول (پذیرش شأن نزول بدون الغای خصوصیت): این گروه با پذیرش احادیث تصدق انگشتر از سوی امام علی(علیه¬السلام) بدون الغای خصوصیت از آنها آیات ولایت را تنها به همان مورد نزول نقل می¬کنند. این نوع تفسیر از آیه ریشه در عصر صحابه دارد و در بین صحابه کسی منکر این آیات در رویداد تصدق انگشتر به وسیله¬ی امام علی(علیه¬السلام) نبود و کسی از آنان معنای آیه را با الغای خصوصیت از رخداد نزول آن تعمیم نداده بود. در عصر تابعان نیز این اندیشه در نزد برخی از آنان مورد پذیرش بوده است. مثلاً جصاص که آیه را بر مورد نزول خود نقل می-کند سپس به اشکال¬هایی که در تطبیق این آیه بر مورد نزولش وجود دارد، می¬پردازد و به آنها پاسخ می¬دهد.
الغای خصوصیت یعنی حذف اوصاف و ویژگی¬هایی که در دلیل حکم همراه موضوع است. مثلاً در آیه¬ی <وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً> (نور،4) حد قذف کننده¬ی زنان محصنه را بیان می¬کند و نسبت به قذف کننده¬ی مردان محصن ساکت است اما با الغای خصوصیت زن بودن حد یاد شده نسبت به قذف کننده¬ی مردان نیز جایز می¬شود.
مبانی دیدگاه اول:
1. جمله¬ی <و هم راکعون> در موضع حال برای فاعل <و یؤتون الزکاه> است.
2. صدقه¬ی مستحبی زکات نامیده می¬شود. زیرا امام علی(علیه¬السلام) انگشتر خود را به عنوان صدقه¬ی مستحبی اعطاء کردند.
3. عمل قلیل در نماز موجب بطلان آن نیست.
4. تطبیق صیغه¬های جمع در یک آیه بر یک فرد از باب ترغیب و تشویق دیگران برای عمل به مانند آن و نشان دهنده¬ی ویژگی¬های مؤمنان است که برای احسان به نیازمندان سرعت به خرج می¬دهد.
بررسی و نقد دیدگاه اول: در نقد این نظریه همین مقدار کافی است که بپرسیم چگونه می‌توان با توجه به اختصاص داشتن آیه به مورد نزول خود ولایت را به معنی نصرت یا محبت معنا کرد. معنای محبت و نصرت با اختصاص داشتن مورد نزول منافات دارد.
گروه دوم (پذیرش شأن نزول با الغای خصوصیت): این گروه با الغای خصوصیت از مورد نزول آیه درباره¬ی تصدق امام علی(علیه¬السلام) به نیازمند به عمومیت مفاد آیه قائل شده¬اند. در کلام این گروه صراحتی در رد و انکار روایات در شأن نزول آیات نیست. بلکه گاهی با پذیرش این روایات آیه را بر مبنای آنها نیز تفسیر می¬کند. بیشتر مفسران اهل تسنن در این زمره قرار دارند. مانند: ابن جریر طبری، واحدی نیشابوری، بغوی، زمخشری، فخر رازی، قرطبی، آلوسی و... .
مبانی دیدگاه گروه دوم:
1. ولایت در آیه به معنای نصرت و یا محبت است.
2. <وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ..> بر هر مؤمنی صدق می¬کند و هر مؤمنی ولی مؤمن دیگر است. همانند این آیه که می¬فرماید:<وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ> (توبه،71).
3. خصوصیات نامیده شده در آیه برای تمییز مؤمنان از منافقان است.(فخر رازی، ج12، ص26). زیرا منافقان بر نماز مداومت ندارند. همانگونه که قرآن می¬فرماید:<یُرَآءٌونَ النَّاسَ وَ لَا یَذکٌرٌونَ اللَّهَ إلَّا قَلِیلًا> (النساء،142) و در زکات نیز بخیل¬اند (احزاب،19). پس اوصاف در آیات ولایت بر همه¬ی مؤمنان واقعی صدق می¬کند.
4. و در فراز <و هم راکعون> چند احتمال وجود دارد:
الف) به معنای (و هم خاضعون) یعنی خاضع در برابر تمام امر و نهی¬های خداوند و یا در حال اعطای زکات خاضع¬اند و بر نیازمندان تکبر نمی¬ورزند.
ب) مراد از رکوع همان رکوع اصطلاحی است. یعنی از ویژگی¬های مؤمنان بر پا کردن نماز است که مشتمل بر رکوع نیز هست لیکن بیان آن در آیه برای شرافت و اهمیت دادن به رکوع می¬باشد.
ج) صحابه در هنگام نزول آیه در حالت¬های گوناگون بوده¬اند. گروهی نماز را به پایان برده، گروهی از نیازمندان دستگیری می¬کردند. و گروهی در حال رکوع نماز بوده¬اند. این حالت¬های گوناگون باعث شد آیه به تمام آنان اشاره کند.(فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج12، ص26).
بررسی و نقد دیدگاه دوم: این دیدگاه ریشه¬ی نبوی ندارد و از صحابه نیز چنین معنایی(تعمیم در آیه¬ی ولایت و الغای خصوصیت از رخداد زمان نزول) برای آیه وجود ندارد. البته برخی مانند: ابن‌تیمیه و ابن عباس چنین نسبتی می¬دهد ولی این نسبت پنداری بیش نیست. نقطه¬ی آغاز چنین معنایی در دوره¬ی تابعان است که برخی از آنان بدون آن که اختصاص نزول آیه را به امام علی(علیه¬السلام) انکار کنند، آن را با الغای خصوصیت تعمیم داده. این ولایت را نسبت به هر مؤمنی ادعا می¬کند. مانند سدی که می¬گوید: مراد از مؤمنان در آیه‌ی <انما ولیکم الله و...> همه¬ی مؤمنان هستند ولی امام علی(علیه¬السلام) در مسجد در حال رکوع انگشتر خود را به نیازمند بخشید.(طبری، جامع البیان، ج6، ص186).
باز این خبر در منابع اهل تسنن از عبدالملک بن ابی سلیمان به نقل از امام باقر(علیه¬السلام) آمده است که از ابوجعفر(علیه¬السلام) درباره¬ی نزول (الذین آمنوا) پرسیدم. حضرت فرمود: مؤمنان مرادند. گفتم: مردم می¬گویند این آیه درباره¬ی امام علی(علیه¬السلام) نازل شده است. حضرت فرمودند: علی(علیه¬السلام) از مؤمنان است.(سیوطی، الدر المنثور، ج3، ص106).
بغوی در تفسیرش می¬گوید: مراد از (انما ولیکم الله و...) تمام مؤمنان هستند که بر یکدیگر ولایت دارند.(همو، معالم التنزیل، ج2، ص47). در منابع فریقین فرد دیگری از تابعان قائل چنین تعمیمی در آیه نیست.
حدیث منقول از امام باقر(علیه¬السلام) چند اشکال دارد: 1. خبری واحد است 2. با احادیث متعددی از اهل بیت از جمله خود امام باقر(علیه¬السلام) که این آیات را تنها و تنها در مورد امام علی(علیه¬السلام) می¬داند، منافات دارد 3. عبدالملک بن ابی سلیمان تنها راوی این حدیث از امام باقر(علیه¬السلام) به شمار می¬رود 4. روایت ابهام دارد. این ابهام از آنجاست که مراد از مؤمنان در کلام امام روشن نیست که آیا همه¬ی مؤمنان را می¬گوید یا مراد از آنان طبق روایات در منابع شیعی کسی جز خود اهل بیت نیستند. براساس برخی روایات شیعه اهل بیت(علیه¬السلام) نیز از مصادیق این آیه هستند. مفاد برخی از روایات نیز دلالت می¬کند که سایر ائمه(علیه¬السلام) نیز به این شرف نائل شده¬اند که در حال رکوع نماز انگشتر خود را به نیازمند اعطاء کند. در این صورت آیه در معنای تأویلی خود در برابر معنای تنزیلی بر آنان منطبق می¬شود و واژه¬ی ولایت نیز به همان معنای مدبر و اولی به تصرف خواهد بود. ظاهر کلام سدی و زحاک نشان می¬دهد که آنان تفسیر خود را از آیه بیان می¬کنند بدون آنکه استناد به حدیثی مأثور از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلّم) باشد.
گروه سوم (انکار شأن نزول): این گروه مفاد آیه را عام می¬¬دانند و نه تنها رخداد تصدق انگشتر را به وسیله¬ی امام علی(علیه¬السلام) در تفسیر آیه دخالت نمی¬دهند بلکه به کلی این حادثه را منکرند. این اندیشه از قرن هشتم پدید آمد و تا پیش از این قرن هیچ¬کس از مفسران اهل تسنن صراحت این رخداد را انکار نکرده بودند، هر چند در لابه¬لای کلام برخی مفسران پیش از آن قرن مناقشاتی صورت گرفته است. مانند: (ابن عطیه اندلسی، المحرر الوجیز، ج2، ص208 و فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج12، ص 25و26).
نخستین کسی که با صراحت منکر روایات درباره¬ی شأن نزول این آیات شده است، احمد بن عبدالحلیم معروف به ابن تیمیه (متوفی728ق) است. وی در نقد آرای حسن بن یوسف مطهر معروف به علامه حلی (متوفی726ق) می-گوید:«حادثه¬ی تصدق انگشتر به وسیله¬ی امام علی(علیه¬السلام) افسانه¬ایی ساختگی است و در هیچ کتابی از کتاب-های مورد اعتماد از صحاح، سنن، جوامع، معجم¬ها و کتاب¬های مرجع چنین خبری وجود ندارد.»(همو، منهاج السنه النبویه). بعد از او ابن کثیر (متوفی774ق) با نقد بخشی از اسانید روایات این حادثه به نقد متون این روایات می¬پردازد و می¬گوید:«برخی از مردم چنین می¬پندارند که جمله¬ی (و هم راکعون) در موضع حال برای دفع زکات است ولی اگر چنین بود، دفع زکات در حال رکوع مورد مدح و برتر از حالت¬های دیگر خواهد بود. در حالی که چنین نیست و کسی از دانشمندان اهل فتوا تا آنجا که ما می¬شناسیم به آن فتوا نداده است.»(همو، تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص69) یا مثلاً شوکانی با اشاره به بخشی از روایات می¬نویسد زکات دادن در حال نماز روا نیست.(همو، فتح القدیر، ج2، ص51). ذهبی(همو، التفسیر و المفسرون، ج2، ص105) و محمد شاکر(همو، عمده التفسیر عن الحافظ ابن کثیر، ج2، ص50) روایات را بدون ریشه و از بافته¬های شیعه می¬شناسد.
مبانی دیدگاه سوم:
الف) روایات در مورد نزول آیه پیرامون تصدق انگشتر ضعیف و مجهول است.
ب) آیات 51-58 وحدت سیاق دارد.
ج) ولایت در این آیه بنا به سیاق آیات 51-58 به معنای نصرت یا محبت است.
د) تعبیر (وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوه) بر هر مؤمنی صدق می¬کند. پس هر مؤمنی ولی مؤمن دیگر است و مانند آیه¬ی شریفه¬ی (وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ).
ه) فراز (و هم راکعون) به معنای (و هم خاضعون) می¬باشد. خاضع در برابر تمام امرها و نهی¬های خداوند و یا خاضع در حال اعطای زکات که بر نیازمندان تکبر نمی¬کنند.
بررسی و نقد دیدگاه سوم: دانستیم که تفاوت اساسی دیدگاه¬های فریقین براساس تردید در روایات شکل گرفته است. از نظر شیعه نزول آیه¬ی 55 و 56 سوره¬ی مائده درباره¬ی امام علی(علیه¬السلام) و در هنگام صدقه دادن انگشتر در نماز به فقیر است که جمع کثیری از صحابه، تابعان و حتی اهل بیت(علیه¬السلام) به این موضوع اذعان دارند. در منابع اهل تسنن نیز چندین نفر از صحابه و تابعان و گاهی هر کدام با چند طریق این موضوع را نقل کرده¬اند و به صراحت آیات ولایت را درباره¬ی امام علی(علیه¬السلام) می¬داند. مثلاً ابن حجر عسقلانی در کتاب الکافی الشاف فی تخریج احادیث الکشاف، ج1، ص649 به برخی از طرق این حدیث اشاره می¬کند وتنها طریق ابن مردویه به عمار یاسر و ثعلبی به ابوذر را مورد مناقشه قرار می¬دهد.
ابن کثیر فقط به سند ابن مردویه خرده می¬گیرد و بدون آنکه بر اسانید دیگر خرده بگیرد، چنین می¬گوید: همه¬ی این آیات درباره¬ی داستان عباده بن صامت که از هم¬پیمانی با یهودیان سر باز زد و به ولایت خدا و پیامبر و مؤمنان رضایت داد.(همو، تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص69).
جریان عباده بن صامت از این قرار است: وقتی پیامبر با یهودیان قینقاع جنگید، عباده بن صامت که یکی از بنی عوف و هم پیمان آنان بود، به نزد پیامبر شتافت و گفت:«ای رسول خدا به خدا و رسولش (پناه برده). از پیمان با آنان بیزاری می¬جویم و ولایت خدا و رسول و مؤمنان را می¬پذیرم و از هم¬پیمانی با کفار و ولایت آنان بیزارم.» در این هنگام آیات «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىأَوْلِيَاءَ...» نازل شد.(ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج2، ص69 و طبری، جامع البیان، ج6، ص178-179).
این استدلال با چند اشکال اساسی روبرو است:
1. اگر چنین داستانی درباره¬ی عباده بن صامت باشد، هیچ منافاتی بین نزول آیاتی که پیش از این مورد بحث قرار گرفت (مائده،55) و حادثه¬ی تصدق انگشتر به وسیله¬ی امام علی(علیه¬السلام) وجود ندارد.
2. ابن کثیر برای این مدعای خود که تمام آیات 51-56 سوره¬ی مائده را درباره¬ی عباده بن صامت می¬داند، تنها دو روایت است: یکی به نقد محمد بن جریر طبری با سند خود از زهری نقل می¬کند که آیات 51-67 درباره¬ی عباده بن صامت در طبری از یهود و عبدالله بن عبید در باقی ماندنش بر ولایت یهود نازل شده است.(همان¬جا).
باز با سند طبری به نقل از عباده بن ولید می¬گوید: آیات 51-67 درباره¬ی عباده بن صامت نازل شده است.(طبری، همان، ص178). این در حالی است که ابن جریر طبری حدیث دوم را عیناً با همین سند به گونه¬ای دیگر نقل کرده و در آن تصریح دارد. تنها آیه¬ی 51 سوره درباره¬ی عباده بن صامت نازل شده است.
3. هیچ¬کس از دانشمندانی که اسباب نزول نگاشته¬اند، آیات ولایت را درباره¬ی عباده بن صامت نقل نکرده¬اند. بلکه تنها آیات 51 و 52 را درباره¬ی عباده بن صامت نقل کرده¬اند. هم‌چنین روایات در شأن نزول آیات ولایت درباره¬ی عباده بن صامت متعارض و ضعیف¬اند.(ن.ک: آل نصر الاستیعاب فی بیان الاسباب، ج2، ص66). فخر رازی نیز درباره¬ی تعیین مصداق <وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ> می¬گوید: در این¬جا دو قول در میان است: قول اول، مراد از این آیه تمام مؤمنان هستند. به خاطر عملکرد عباده بن صامت هنگامی که از یهود بیزاری جست و گفت:«من ولایت خدا و رسولش را برمی-گزینم» و این آیه بر وفق سخن او نازل شد و سپس فخر رازی ناگزیر جمله¬ی حالیه¬ی (و هم راکعون) را چنین توجیه می¬کند که مراد از رکوع خضوع است و یا اینکه مراد از <و یقیمون الصلوه> بیان شأنیت ذکر جهت شرافت است و یا بگوییم صحابه در حال نزول این آیات در حالت¬های گوناگون بودند، برخی نمازگزار بودند، برخی از فقیر دستگیری می¬کردند و برخی در حال نماز نیز رکوع می¬کردند. بنابراین خداوند به تمام صفات و حالات اشاره کرده است. بعد از آن فخر رازی قول دوم را بیان می¬کند و می¬گوید: مراد از آیه شخص معینی است و درباره¬ی آن چند نظر است: 1. عکرمه گفته است این آیه درباره¬ی خلیفه¬ی اول است. 2. عطا از ابن عباس نقل می¬کند که این آیه درباره¬ی حضرت علی(علیه¬السلام) گفته شده است.(فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج12، ص26). در واقع فخر رازی با خلط مباحث با یکدیگر این دو قول را ساخته است. زیرا گذشته از توجیحات غیر قابل قبول درباره¬ی جمله¬ی <و هم راکعون> همان‌گونه که گذشت ماجرای عبدالله بن صامت منافاتی با نزول آیه¬ی ولایت درباره¬ی امام علی(علیه¬السلام) ندارد و روایاتی که عبدالله بن سلام در تأیید قول اول نقل می¬کند، بخشی از همان روایتی است که در قول دوم از خود عبدالله بن سلام آورده و هر یک درباره¬ی یک رخداد است.(سیوطی، الدر المنثور، ج3، ص103).
حدیث عکرمه، حدیث مقطوع (یعنی حدیثی که به تابعان ختم می¬شود) و شاذ یا متروک (یعنی حدیثی که یک نفر سته آن را نقل می¬کند که به آن شاذ می¬گویند و اگر غیر سته باشد، متروک نامیده می¬شود) است و هیچ-کدام از ارباب تفاسیر رباعی و شأن نزول نویسان مانند: طبری، سیوطی، واحدی و دیگران آن را نیاورده¬اند.

• شبهات آیه¬ی ولایت:
شبهه 1: ابن تیمیه می¬گوید: اگر آن چنان که شیعه می¬گوید مراد از این آیه این باشد که باید زکات را در حالت رکوع داد، پس واجب است زکات پرداختن در رکوع شرط موالات یعنی دوست گرفتن باشد و مسلمانان باید تنها علی را ولی بگیرند و حسن و حسین و... را دوست و ولی خود قرار ندهند. زیرا آنان در حال رکوع زکات پرداخت نکرده¬اند.
پاسخ به اهل سنت: چه کسی گفته شرط ولی، دادن زکات در حال رکوع است؟ همچنان که لازم نیست همه¬ی کسانی که مصداق اهل¬بیت و معصوم خواهند بود، زیر عبا با پیامبر در جریان حدیث کساء باشند. در این جا نیز لازم نیست تمام حجت¬¬های خدا در حال رکوع زکات داده باشند.
پاسخ به شیعه: در روایات شیعی آمده است که این آیه در طول تاریخ حیات یکان یکان اهل¬ بیت جریان دارد و همه¬ی امامان در زمان خود حداقل یکبار در حال رکوع زکات داده و می¬دهند.
شبهه 2: در این آیه صیغه¬های جمع بکار رفته است<الذین یقیمون>، <الذین امنوا> که به یک فرد صدق نمی¬کند.
پاسخ به اهل سنت: زمخشری از علمای اهل تسنن می¬گوید: مراد از این¬جا علی بن ابیطالب(علیه¬السلام) است و اگر به صورت جمع آمده، به خاطر تشویق مردم به این عمل است. یعنی شایسته است همه¬ی مردم این کار را انجام دهند.
نکته 1: اگرچه زمخشری نظر شیعه را تعمیم می¬کند ولی باید توجه داشت که حصر آیه¬ی ولایت نشان می-دهد که همه¬ی مردم مراد این آیه نیستند.
نکته 2: در قرآن موارد متعددی صیغه¬ی جمع آمده و اراده¬ی مفرد از آن شده است. به عنوان مثال در آیه¬ی هشتم سوره¬ی ممتحنه <لَا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ> (ممتحنه،8). در صحیح بخاری جلد7، صفحه71 آمده است که این آیه در مورد یک نفر بوده اما به صورت جمع بکار رفته است یا مثلا آیه¬ی <يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلاَلَةِ>که صیغه¬ی جمع است و در سوره¬ی نساء آیه¬ی176 آمده است ولی همه اتفاق نظر دارند مراد از این کلمه جابر¬بن¬عبدالله انصاری است. (صحیح مسلم، ج5، ص60؛ سنن ابن ماجه، ج2، ص911 و سنن ترمذی، ج3، ص282). یا مثلا در آیه¬ی <يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ> (بقره،215) صیغه¬ی جمع آمده که اهل تسنن اتفاق نظر دارند درباره¬ی عمرو بن جموح نازل شده است. (الدر المنثور سیوطی، ج1، ص243 و تفسیر آلوسی، ج2، ص105).
شبهه 3: کار اضافی در نماز باعث بطلان آن می¬شود. با توجه به اینکه امام علی(علیه¬السلام) از خاشعین در نماز بوده، انجام چنین کاری توسط ایشان بعید است.
پاسخ به شیعه: این عمل لطمه¬ای به مقام امام علی(علیه¬السلام) نمی¬زند. چون توجه به سائل و تصدق به او موجب کمال و براساس رضایت خداست و در واقع امام علی(علیه¬السلام) بین عبادت بدنی و روحی با عبادت مالی که انفاق در راه خداست جمع کرده است که این سبب نقصان عبادت نمی¬شود.
پاسخ به اهل سنت: در صحیح مسلم آمده است: وقتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) نماز می¬خواند، نوه-ی خودش از دخترش زینب بغل می¬کرد. وقتی می¬خواست بلند شود، او را بغل می¬گرفت و وقتی به سجده می¬رفت او را زمین می¬گذاشت. (صحیح مسلم، ج1، ص73). حال سؤال ما از اهل تسنن این است آیا نماز پیامبر هم باطل است؟ آیا این فعل پیامبر وقت بیشتری می¬گیرد یا یک لحظه انگشتر درآوردن و به سائل دادن؟ هم‌چنین در مسند احمد حنبل از ابوهریره آمده است وقتی پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلّم) نماز می¬خواند، امام حسن(علیه¬السلام) و امام حسین(علیه¬السلام) می¬آمدند بر پشت حضرت سوار می¬شدند و وقتی حضرت می¬خواست از سجده بلند شود، خیلی آرام حسنین را می¬گرفت و به زمین می¬گذاشت و از زمین بلند می¬شد و وقتی دوباره به سجده می¬رفت، این دو بر پشت حضرت سوار می¬شدند و دوباره حضرت با آرامی این دو را بر زمین می¬گذاشت و وقتی حضرت از دو سجده بلند می¬شد، این دو را روی زانوی خود می¬گذاشت. (مسند حنبل، ج2، ص513 و السنن الکبری، ج5، ص50 و مستدرک الصحیحین حاکم نیشابوری، ج3، ص167).